به تازگي اولين جراحي با هدايت فلورسانس براي بيماران مبتلا به سرطان تخمدان با استفاده از يک سلول سرطاني با نام «دستگاه خانگي» و عوامل تصويربرداري مربوطه انجام شد. اين جراحي اولين قسمت از 10 گانه يک کارآزمايي باليني است که براي ارزيابي تکنولوژي جديد کمک جراح در برداشت بافت سرطاني از بيماران مبتلا به سرطان تخمدان انجام ميشود. با اين روش سلولهاي سرطاني به روشي خاص مشخص ميشود تا جراح به آساني آنها را ديده و بتواند حتي کوچکترين تومورها را نيز بردارد که با روشهاي کنوني ممکن است به راحتي ناديده گرفته شوند. با روشهاي تشخصي کنوني اگر تومورها حداقل 3 ميليمتر باشند، تشخيص داده ميشوند، اما با روش جديد تومورهايي با اندازه يکدهم ميليمتر نيز قابل رديابي خواهند شد و به اين ترتيب بيماران بيشتري نجات پيدا خواهند کرد و عود بيماري کمتر خواهد بود. سرطان تخمدان يکي از بدخيميهاي بدنام است؛ چرا که به راحتي ديده نميشود، اما با اين تکنيک جراحان قادر خواهند بود نقاط تومورال را که 30 بار کوچکتر از تومورهايي هستند که با روشهاي استاندارد کنوني تشخيص داده ميشوند، ببينند، بنابراين برداشت تومور بهطور قابلتوجهي پيشرفت ميکند. در اين روش يک عامل تصويربرداري فلورسنت به فرم تغييريافته فوليکاسيد متصل ميشود که مجموع آنها «وسيله خانگي» ناميده ميشود. اين ترکيب به دنبال سلولهاي سرطاني ميگردد و به آنها متصل ميشود. بيماران 2 ساعت قبل از جراحي تحت تزريق اين ترکيب قرار ميگيرند. همچنين يک سيستم دوربين خاص نيز به نام دوربين فلورسنت «مولتياسپکترال» هم با آن همراه ميشود. به اين ترتيب سلولهاي سرطاني روشن شده و محل آنها روي صفحه مانيتوري که در اتاق جراحي نزديک بيمار قرار دارد، نشان داده ميشود. جراحاني که با اين روش کار کردهاند، پيدا کردن بهطور متوسط 34 تومور را گزارش کردند، در حالي که با روشهاي استاندارد كنوني بهطور متوسط تنها 7 تومور قابلشناسايي بوده است. اين روش به راحتي هنگام عمل استفاده ميشود و بهطور يكپارچه با روش جراحي لاپاروسكوپي كه روز به روز هم استفاده از آن شايعتر ميشود هماهنگ است. محققان معتقدند اين روش انقلابي در جراحي به پا كرده و ديد جراحي را تغيير داده است و به نظر ميرسد در آينده نزديك جايگزين روشهاي استاندارد كنوني شود. مسلما هر چه بافت سرطاني كمتري باقي بماند، شيمي درماني يا ايمونوتراپي بهتر عمل ميكند و ميزان بقاي بيماران بيشتر خواهد شد. با اين روش ميتوان انتظار پيامدهاي بهتري را براي بيماران داشت اما لازم است تا روش جراحي با هدايت فلورسنت در كارآزماييهاي باليني مورد ارزيابي قرار گيرد تا تاثير آن بر ميزان اميد به زندگي بيماران مشخص شود، پس آنها بايد براي سالها پيگيري شوند. پژوهشگران اين طرح اظهار اميدواري ميكنند كه در مدت كوتاهي اين روش مورد تاييد مراجع ذيصلاح قرار گيرد تا بتوان بهطور گسترده از آن در بالين استفاده كرد. علت استفاده از فوليك اسيد آن است كه اغلب سلولهاي سرطان تخمدان براي رشد و تقسيم شدن به مقداري زيادي ويتامين نياز دارند و در سطح آنها نيز تعداد زيادي گيرنده براي اين امر وجود دارد. البته همه سلولهاي سرطاني به فولات نياز ندارند، پس بهتر است قبل از هر اقدامي بيماران از اين نظر بررسي و گيرندههاي فولات روي سطح سلولهاي سرطاني آنها تشخيص داده شود.
وقتي سرطان ريه سربرميآورد، قبل از آنكه تشخيص داده شود، اغلب به آهستگي به stageهاي بالاتر گسترش پيدا ميكند، اما مهندسان بيولوژيك و دانشمندان پزشكي در تحقيق جديدي نشان دادند كه چگونه ابداع آنها ميتواند علامت خطر ابتلا به اين سرطان را زودتر اعلام كند. اين تكنولوژي بسيار حساس نوع خاصي از مولكول را در جريان خون تشخيص ميدهد كه نشان از وجود سرطان ريه دارد. در واقع اين تکنولوژي با تشخيص تغييرهايي كه در مولكول micro RNA طي بروز سرطان ريه رخ ميدهد، به تشخيص زودتر سرطان ريه كمك ميكنند. آنها گستره پلاسماي خون را روي نابوپروب مبتني بر پروتئين قرار ميدهند كه داراي يك سوراخ ريز در يك غشاي نازك است و تنها به مولكول موردنظر اجازه عبور ميدهد. زماني كه مولكول microRNA مرتبط با سرطان ريه ظاهر ميشود، با اعمال يك جريان يوني روي اين نانوپروب، تغييرهاي جريان يوني اندازهگيري و سرطان ريه تشخيص داده ميشود. اين سنسور نانوپروب جديد به اندازه كافي حساسيت و اختصاصيت دارد كه micro RNAها را تشخيص دهد.
نتایج
یک مطالعه نشان داد، استفاده از ترکیب دارویی جدید و مصرف تراستوزوماب
امتانسین (T-DM1) می تواند تفاوتهای قابل ملاحظه ای را در جلوگیری از تشدید
سرطان پستان نسبت به داروهای دیگر داشته باشد. در
این باره دکتر سارا هورویتز عضو گروه تحقیق در استکهلم گفت: نتایج مطالعات
نشان می دهند، بیماران مبتلا به سرطان پستان متا استاتیک که T-DM1 دریافت
میکنند 41 درصد بیشتر از سایرین که از داروهای استاندارد استفاده میکنند
بدون تشدید وضعیت بیماری زندگی کردند. وی
اضافه کرد: اطلاعات بدست آمده از مطالعه نشان داد، درمان ابتدایی با
T-DM1زمان طولانی تری را برای زندگی بدون بدتر شدن وضعیت بیماری و بروز
اثرات جانبی برای بیماران فراهم می آورد. بر
پایه این گزارش T-DM1 نوعی جدید از درمان سرطان است که با نام داروی آنتی
بادی در هم آمیخته (ADC)شناخته می شود که این دارو آنتی بادی
مونوکلونال(تراستوزوماب)را با یک عامل سیتو تاکسیک(DM1) درون یک لینکر
پایدار ترکیب میکنند و از خواص تراستوزوماب برای از بین بردن سلولهای
سرطانی HER2 استفاده میکنند.
گروهی از ژن های عامل بروز نوع کشنده و خطرناک سرطان پوست برای اولین بار با همکاری گروهی از متخصصان علوم پزشکی دانشگاه «دوندی» در انگلیس و پزشکان هاروارد و متخصصان دانشگاه کالیفرنیا در سان فرانسیسکو شناسایی شدند. این سرطان موسوم به «غده سرطان سلولی کوتانئوس اسکوآموس» یا CSCC، شایعترین نوع خطرناک سرطان پوست است. به گفته متخصصان دانشگاه «دوندی»، برخلاف سایر سرطانهای شایع پوستی مثل ملانوم و غده سرطان سلولی «باسال»، ژن های جهش یافته مرتبط با نوع CSCC تاکنون ناشناخته بوده اند. به نوشته روزنامه نیویورک تایمز، هم اکنون این گروه از متخصصان آمریکایی و انگلیسی با همکاری یکدیگر موفق شدند دو نمونه از موثرترین این ژن ها را که در سه چهارم از بیماران مبتلا به CSCC جهش پیدا می کنند، مشخص کنند. این جهش های ژنی همچنین در مواردی از بروز این غده سرطانی در ریه ها سهم مهمی دارند. به گفته متخصصان، ژن های شناخته شده موسوم به NOTCH احتمالا کنترل رشد طبیعی سلولی در پوست و ریه را متوقف می سازند در حالی که این فرآیند برای رشد سالم هر دو بافت حیاتی است. جزئیات این مطالعات در مجله دستاوردهای آکادمی ملی علوم آمریکا منتشر شده است.
دانشمندان به امیدهای تازه ای برای بهره گیری از سلول های پوست در مبارزه با تومورهای سرطانی دست یافتند. محققان دانشگاه «آکسفورد»، سلول های پوست را به سلول هایی تبدیل کردند که می تواند سیستم ایمنی بدن را رهبری کند و عنوان طعمه ای برای شکار سرطان به کار گرفته شود. تحت کنترل در آوردن قدرت سیستم ایمنی، زمینه ای دست یافتنی برای محققانی است که در ارتباط با درمان سرطان فعالیت می کنند. در این مطالعه، سلول های پوست به سلول های ایمنی تبدیل شدند تا برای مبارزه با سرطان در آزمایشگاه آماده شوند. محققان با نشان دادن علامت های مشخص یا آنتی ژن ها به سلول های سرطانی دستور می دهند که به چه چیزی حمله کنند. نتایج آزمایش ها نشان داد که این سلول های دندریتی، قادر هستند سلول های ایمنی تولید کننده آنتی بادی ها را فعال کرده و باعث از بین رفتن سلول های دیگر شوند. «پاول فیرچیلد» از موسسه سلول های بنیادی آکسفورد می گوید: با این آزمایش، بیماران قادر خواهند بود از طریق سیستم ایمنی خود اول به تومورهای خود حمله کنند. البته، این یافته ها تنها در شرایط آزمایشگاهی محقق شده و هنوز مسیر طولانی در پیش است تا بتوان از این طریق بیماران را درمان کرد. اگر چه محققان بر این باورند که این امر امکان پذیر است. نتایج این پژوهش در نشریه «Genetherapy» به چاپ رسیده است.
محققان قصد دارند در گام بعدي اين تركيب را روي سلولهاي سرطاني پوست و لوزالمعده آزمايش كنند. اين
بار نيز حياتوحش هديه ديگري به انسان داده است. نوعي تركيب مخصوص كه در
قارچهاي سمي جنگلهاي جنوب غربي چين ميرويد، ميتواند اثربخشي داروهاي
ضدسرطان را چند برابر كند. دكتر
كبين ليو، متخصص سيستم ايمني بدن از مركز مبارزه با سرطان دانشگاه جورجيا
معتقد است تركيب ورتيسيلين A باعث حساس شدن سلولهاي سرطاني به داروي
TRAILميشود. اين دارو پس از
تاثير گذاشتن روي سلولهاي سرطاني آنها را وادار به خودكشي ميكند. اين
تركيب، مقاومت سلولهاي سرطاني در برابر داروي تريل را بسيار كم ميكند. نام اين دارو از ليگاندهايي گرفته شده كه به گيرندههاي سطح سلول متصل شده و سلولهاي سرطاني را به سمت خودكشي سوق ميدهند. اين
فرآيند نوعي مرگ برنامهريزي شده سلولي است. مقاومت دارويي چه ذاتي باشد و
چه اكتسابي، يكي از بزرگترين مشكلات بيماران مبتلا به سرطان است. بر
همين اساس و طبق آمار 90 درصد درمانهاي انجام شده در بيماران مبتلا به
متاستازيك با مشكل مقاومت سلولهاي سرطاني در برابر داروها مواجهاند. دكتر
ليو معتقد است اگر بتوان داروها را وادار به فعاليتي دوباره در بدن بيمار
كرد بسياري از افراد مبتلا به سرطان زنده خواهند ماند. تجربه نشان ميدهد چگونه سلولهاي سرطاني با مهارت زياد، خود را نسبت به داروي تريل بيحس و مقاوم ميكنند.
دكتر
وندي بلاگ، متخصص زيستشناسي سلولي در دانشگاه جورجيا معتقد است اكثر
سلولهاي سرطاني راه مقاوم شدن نسبت به اين دارو و خلاص شدن از شر اثرات آن
را ياد گرفتهاند. بعلاوه سلولهاي سرطاني سرسخت در برابر تاثير طبيعي
دارو كه خودكشي سلولي است، مقاوم شدهاند.
با آزمايش روي موشها مشخص شد تركيب ورتيسيلين A
به تنهايي براي از بين بردن سلولهاي سرطاني كافي است اما مقدار دوز موثر
بر سلولهاي سرطاني باعث مريض شدن موشها شد كه مشكلي معمول در اكثر
روشهاي درمان سرطان است اما وقتي دوز كمتري از ورتيسيلين A با داروي تريل تركيب شد به ماده قدرتمندتري بادوام بيشتر تبديل شد و توانست سلولهاي سرطاني مقاوم را هم از بين ببرد. علاوه
بر اين محققان دريافتند اين تركيب اثر داروهايي نظير اتوپوسيد و سيپلاتين
را كه معمولا براي درمان سرطان به كار ميروند، تقويت ميكند. يكي از
راههاي اثرگذاري ورتيسيلين A تنظيم درست ژن BN1P3 است. اين ژن باعث ارتقاي فرآيند مرگ سلولي ميشود.
سلولهاي سرطاني براي خاموش كردن BN1P3 از فرآيندي به نام متيلاسيون DNA استفاده ميكنند اما ورتيسيلين A باعث تغيير اين فرآيند و فعال كردن مجدد ژن BN1P3 ميشود. همه سلولها از فرآيند متيلاسيون DNA
استفاده ميكنند، اما نحوه استفاده سلولهاي سرطاني از اين فرآيند كمي
متفاوت است. شايد ورتيسيلين A به نوعي فرآيند متيلاسيون سلولهاي سرطاني
را تغيير ميدهد كه سلولهاي سرطاني به داروي تريل حساس ميشوند.
محققان
مطالعات زيادي روي سلولهاي سرطاني روده انسان، تومورهاي بدخيم و سلولهاي
سرطاني سينه كه مقاومت بسيار بالايي نسبت به درمان دارويي شامل داروي تريل
دارند انجام دادهاند البته قبل از آزمايشهاي باليني و كلينيكي بايد
مطالعات بيشتري در زمينه مسموميت دارويي تركيب جديد انجام گيرد. محققان قصد
دارند در گام بعدي اين تركيب را روي سلولهاي سرطاني پوست و لوزالمعده
آزمايش كنند. ورتيسيلين A ابتدا توسط دكتر پينگ وو در دانشگاه ژيجيانگ چين
از قارچ گرفته شد و سپس براي بررسيهاي بيشتر توسط دكتر ليو به دانشگاه
جورجيا منتقل شد.
گروهي
از دانشمندان كانادايي با هدف يافتن راهي براي درمان موثر سرطان متوجه
شدند كه بعضي ويروسهاي سرطاني به جاي حمله به سلولهاي سالم به سلولهاي
بيمار حمله ميكنند. پژوهشگران دانشگاه اوتاوا در اين تحقيق كه نتايج آن در
تازهترين شماره مجله نيچر منتشر شده است، روشي را شناسايي كردند كه با
كمك آن ميتوان تومورها را نابود كرد. اين
تحقيقات نشان داد اين ويروسها كه با عنوان ويروسهاي سرطاني شناخته
ميشوند، بدون اين كه بافتهاي سالم را آلوده كنند، ميتواند سلولهاي
سرطاني را از بين ببرند. البته ايده استفاده از اين ويروسها براي مبارزه
با سرطان، جديد نيست. در حقيقت از سالها قبل دانشمندان به اين مساله كه
براي تحريك سيستم ايمني و حمله به سلولهاي سرطاني ميتوان از اين ويروسها
استفاده كرد فكر كرده بودند. دانشمندان
پيش از اين، روي دستكاري ويروسها به روشي كه بتوانند مستقيما به تومور
برسند، كار كرده بودند. براي مثال، ويروس دستكاري شده OncoVex كه از ويروس
تبخال لب گرفته شده بود، زماني كه به داخل بافت سرطاني تزريق شد، توانست در
درمان ملانوما (سرطان پوست) به نتايج موثري دست يابد. اين در حالي است كه
اكنون پژوهشگران كانادايي در اين تحقيق جديد با هدف رسيدن به تومورهاي
گسترده در اندامهاي مختلف، ويروسها را از راه وريدي تزريق كردند. در
اين بررسي روي 23 بيمار مبتلا به اشكال پيشرفته و وخيم سرطان كه به
درمانهاي رايج جواب نميدادند، آزمايش شد. براي اين بيماران يك ترزيق
وريدي ويروسي با عنوان JX-594 در 5 دوز متفاوت تجويز شد. هدف از اين تحقيق، بررسي امنيت و به موازات آن، ارزيابي ميزان اثربخشي درمان بود. اين
دانشمندان مشاهده كردند كه اين ويروسها تنها در بافتهاي سرطاني و نه در
بافتهاي سالم تكثير شدند و در بيماراني كه دوز بالاتري را دريافت كرده
بودند، كاهش يا تثبيت حجم تومورها مشاهده شد. اين درمان عوارض جانبي بسيار
محدود و مشابه علائم بيماري آنفلوآنزا از خود بر جاي گذاشت كه در كمتر از
يك روز اين عوارض نيز محو شد. اين اولين
بار در تاريخ پزشكي است كه ويروسهايي كه از راه وريدي تزريق شدهاند، به
روشي انتخابي و آگاهانه تنها در بافتهاي سرطاني تكثير شدند. ويروسهاي
سرطاني منحصربهفرد هستند چراكه ميتوانند با عوارض جانبي بسيار كمي به
تومور حمله كنند و در مقايسه با ساير درمانها ميتوانند با انواع مختلف
سرطانها به روشي سازگار و شخصي شده عمل كنند. ويروس JX-594
از يك نمونه ويروس واكسن كه براي واكسيناسيون ضدآبله استفاده ميشود،
گرفته شده است. اين ويروس در تكثير شدن در سلولهاي سرطاني يك توانايي
طبيعي دارد، بنابراين ميتوان آن را به روشي دستكاري ژنتيكي كرد كه خواص
ضدسرطاني در اين ويروس افزايش يابد.
نتايج يك
مطالعه جديد حاكي از آن است كه در طول دو دهه گذشته تعداد سرطانهاي سر و
گردني كه در اثر HPV منتقل شده از راه جنسي ايجاد ميشوند، به شدت افزايش
يافتهاند و امروزه اين ويروس بيش از تنباكو يا الكل مسوول بروز اين نوع از
سرطانها شمرده ميشود. محققان
در اين مطالعه 271 نمونه بافتي سرطان را از بيماران مبتلا به سرطان
اوروفارنژيال در طول سالهاي 1984 تا 2004 جمعآوري كردهاند. نتايج حاکي
از آن است که بين سالهاي 89-1984، حدود 16 درصد از سرطانهاي
اوروفارنژيال، HPV مثبت بودهاند. در حالي كه در فاصله سالهاي 2000 تا
2004، نسبت سرطانهاي HPV مثبت به 72 درصد رسيده است. اين يافتهها به اين
معناست كه ميزان سرطانهاي دهاني مرتبط با HPV از 8/0 درصد مورد در هزار
نفر جمعيت در دهه 1980 به 6/2 مورد در دهه 2000 رسيده است، يعني رشدي
معادل 225 درصد. در همان زمان با كاهش مصرف سيگار، ميزان سرطانهاي HPV
منفي تا 50 درصد كاهش داشته است. به
طور كلي خطر مذكور در مردان بيشتر و در حال افزايش است و يافتهها پيشنهاد
ميكنند كه شايد به دليل تغيير و عادتهاي جنسي در آنها باشد و شايد هم به
دليل شروع فعاليت جنسي زودتر در مردان.
خبر
خوب آنكه بيماران HPV مثبت نسبت به بيماراني كه مبتلا به سرطانهاي دهاني
به عللي غير از HPV هستند، ميزان بقاي بهتري دارند؛ شايد به علت آنكه
تومورهاي آنها آسيب ژنتيكي كمتري دارند و همين امر باعث ميشود پاسخ بهتري
به درمانهاي رايج بدهند. در واقع وضعيت HPV تومور بيمار بزرگترين و تنها
تعيينكننده اين واقعيت است كه بيمار پس از تشخيص سرطان اوروفارنكس پيشرفته
لوكال?ـ?منطقهاي زنده ميماند يا خير. به عبارت ديگر، بيماران HPV مثبت
با حدود 60 درصد كاهش در خطر مرگ پس از تشخيص نسبت به افراد HPV منفي
مواجهند. بيشتر
سرطانهاي دهاني مرتبط با HPV بهوسيله گونه 16 اين ويروس ايجاد ميشوند،
گونهاي كه بهوسيله واكسنهاي گاردازيل و سرواريكس HPV هدفگيري ميشود.
در حال حاضر واكسيناسيون براي دختران و زنان به منظور حفاظت از آنها در
برابر سرطان سرويكس توصيه ميشود و حتي واكسن نيز براي پسران براي محافظت
از آنها در برابر زگيلهاي تناسلي و سرطان آنال تاييد شده است. اينكه
واكسن به پيشگيري از سرطانهاي دهاني كمك كند يا نه، مشخص نيست اما
متخصصان گمان ميكنند كه اگر واكسن باعث كاهش عفونت HPV در زنان شده،
ميتواند به كاهش ميزان عفونت در مردان نيز كمك كند. HPV
يك ويروس به خوبي شناخته شده است كه باعث بروز سرطان سرويكس در زنان
ميشود اما به دليل روشهاي غربالگري بهتر که اکنون در حال انجام هستند،
ميزان اينگونه سرطانها در طول زمان كاهش داشته است. محققان پيشبيني
ميكنند اگر روند كنوني ادامه يابد، تا سال 2020 سرطانهاي دهاني شايعترين
سرطان مرتبط با HPV خواهند شد. از سوي ديگر، بار سرطانهاي تهاجمي مرتبط
با HPV در آمريكا از زنان به سوي مردان شيفت پيدا كرده است كه علت عمده آن
هم، افزايش سرطانهاي اوروفارنكس HPV مثبت ميان مردان است.
براساس گزارش جديد انجمن رادياسيون انكولوژي آمريكا، بيش از سه چهارم بيماران مبتلا به سرطانهاي مختلف از سطوح ناكافي ويتامين D در خون خود رنج ميبرند، به طوريکه هر چه اين سطح كمتر باشد، سرطان پيشرفتهتر است. تاكنون مطالعات در زمينه تاثير سطوح ويتامين D روي پيشرفت يا دوره سرطان مورد بررسي قرار نگرفته و پژوهشگران به تازگي به اين موضوع فكر ميكنند كه چگونه ويتامين D بر خصوصيات خاص سرطان تاثيرگذار خواهد بود، مانند مرحله يا وسعت گسترش تومور، پيشآگهي، عود بيماري و حتي زيرگروههاي سرطان. در اين مطالعه 165 بيمار با ميانگين سني 64 سال مورد بررسي قرار گرفتند. 5 سرطان شايع اوليه مورد مطالعه شامل پستان، پروستات، ريه، تيروييد و كولوركتال بودند. در مجموع، 77 درصد بيماران با كمبود ويتامين D (كمتر از 20 نانوگرم در ميليليتر) يا مقادير ساباپتيمال (20 تا 30 نانوگرم در ميليليتر) آن دست و پنجه نرم ميكردند. ميانه سطح ويتامين D سرم اين بيماران 5/23 نانوگرم در ميليليتر بود.
براساس آخرين نتايج دانشمندان در موسسه ملي سرطان آمريکا كه روي واكسن تجربياي كار ميكنند كه به سيستم ايمني بدن كمك ميكند تا سلولهاي سرطاني پستان و تخمدان را هدف قرار دهد، از بين بردن سلولهاي سرطاني با همان دقتي كه واكسنهاي معمولي باكتري و ويروسها را محو ميكنند، امكانپذير خواهد شد. تنها تفاوت ميان آنها، اين است كه تزريق واكسن به جاي آنكه پيشگيرانه باشد جنبه درماني خواهد داشت. در اين مطالعه 26 زن مبتلا به مراحل پيشرفته سرطان پستان يا تخمدان مورد بررسي قرار گرفتند و بيشتر آنها نيز تقريبا دورههاي متعددي از كموتراپي، همچنين جراحي يا راديوتراپي را پشت سر گذاشته بودند. آنها همگي با واكسن حاوي پروتئين كه به طور روتين در تومورهاي پستان و تخمدان يافت ميشود، همراه با ديگر اجزايي كه سيستم ايمني بدن را تحريك ميكنند تا سلولهاي سرطاني را بيشتر قابل تشخيص كنند، تحت تزريق قرار گرفتند. تركيب موارد فوق براي بيماران مبتلا به سرطان پستان بسيار اميدبخش بود به طوري كه ميانه بقاي آنها بيش از يك سال گزارش شد. در زنان مبتلا به سرطان تخمدان، بقاي بيماران كمي بيشتر يعني حدود 15 ماه گزارش شد.
شرکت داروسازي باير، نتايج حاصل از مطالعات فاز اول و دوم خود را روي محصول جديد اين شرکت به نام آلفارادين (Alpharadin) اعلام کرد. آلفارادين در واقع نوعي ماده رايونوکئيد (راديوم-233) و ساطعکننده اشعه آلفا است که براي درمان متاستازهاي استخواني سرطان پروستات که مقاوم به عقيمسازي هستند به کار ميرود. نتايج حاصل از مطالعات نشان داده است که اين دارو نسبت به دارونما به طور معنيداري باعث افزايش بقا در بيماران ميشود. نتايج نشان داد که استفاده از اين دارو علاوه برکاهش بيومارکرهاي سرطاني از عوارض چنداني برخوردار نيست.
پژوهشگران نشان دادند كه اضافه كردن داروي ستوكسيمب(Cetuximab) به رژيم درماني سيسپلاتين باعث افزايش بقاي بيماران مبتلا به سرطان پستان متاستاتيك خواهد شد. ستوكسيمب در واقع نوعي آنتيبادي ضدEGFR است و مطالعه روي 173 بيمار مبتلا به متاستازهاي سرطان پستان نشان داد كه اضافه كردن اين دارو به رژيم درماني شيميدرماني علاوه بر اينكه پاسخ به درمان را دو برابر ميكند، روند بهبود را نيز تسريع كرده و افزايش ميدهد. ستوكسيمب با نام تجاري اربيتوكس (Erbitux) در حال حاضر براي درمان سرطانهاي كولوركتال و سر و گردن مورد استفاده قرار ميگيرد و مصرف آن در اين موارد توسط سازمان نظارت بر غذا و داروي ايالات متحده مجاز شناخته شده است.
پس از مشخص شدن اينکه نور به طور دقيق ميتواند سلولهاي پيشسرطاني را در مخاط مري مشخص کند، محققان دانشگاه دوک تکنولوژي خود را به قسمت کولون برگردانده و نتايج مشابهي را در آزمايش هاي اوليه خود يافتهاند. اين تکنولوژي ميتواند يک راه غيرتهاجمي براي پزشکان باشد تا سلولهاي غيرطبيعي يا ديسپلازي را تشخيص دهند. در روشهاي کنوني بيوپسي، پزشک بايد نمونههاي تصادفي زيادي از بافت بردارد، اما در روش جديد امواج کوتاه نور از سر يک آندوسکوپ به بيرون تابش ميکند تا در محل مشکوک به داشتن تومور، بيماري مشخص شود. محققان اظهار ميدارند وقتي نورمستقيم به اين بافتها تابانده ميشود، پراکنده ميشود. به اين ترتيب ميتوان اطلاعات نور پراکنده شده را جمعآوري و آناليز کرد و به دنبال علايم ديسپلازي بود. اين روش بهطور قابلتوجهي غيرتهاجمي است، چون هيچ بافتي برداشته نميشود و به رنگ يا ماده حاجب نيازي نيست. به طور اختصاصي، آنها تلاش ميکنند با اين روش تغييرات ويژه را درون سلولهاي اپيتليوم، نمايان کنند. در مورد سلولهاي پيشسرطاني، هسته بدشکل شده و بزرگتر از سلولهاي نرمال است، به اين ترتيب نور را به روش منحصربه فرد خود پراکنده ميکنند.
شركت داروسازي امگن اعلام كرده است كه نتايج كارآزمايي باليني فاز سوم روي داروي وكتيبيكس (Vectibix) با موفقيت همراه بوده است. وكتيبيكس يا پانتيتومب (Panitumumab) يك آنتيبادي تكدودماني است كه اگر در تركيب باكموتراپي به كار برده شود شانس بقا را در بيماران مبتلا به سرطان كولوركتال كه داراي ژن KRAS هستند افزايش ميدهد. دكتر مارك پيترز، سرپرست اين گروه تحقيقاتي تاكيد كرده است قبل از به كارگيري اين آنتيبادي حتما بايد از وجود ژن KRAS در بيمار اطمينان حاصل كرد.
سازمان غذا و داروي آمريکا به تازگي ستوکسيماب (Cetuximab) با نام تجاري اربيتوکس را براي تجويز همزمان با شيميدرماني بيماران در مراحل پيشرفته بدخيمي سر و گردن مورد تاييد قرار داده است. اربيتوکس همراه با شيميدرماني در مقايسه با دريافت شيميدرماني تنها، شانس بقاي بيماران را افزايش ميدهد. اربيتوکس از سوي سازمان غذا و داروي آمريکا براي درمان انواع خاصي از سرطان کولون مورد تاييد بوده است و از سال 2006 ميلادي براي درمان بدخيميهاي غيرمتاستاتيک سر و گردن در ترکيب با راديوتراپي (راديوتراپي خط اول درمان اين بيماران است)يا به تنهايي نسخه شده است. سرطانهاي ناحيه سر و گردن ، 3 تا 5 درصد از تمامي انواع بدخيمي در آمريکا را شامل ميشوند. اين بدخيميها معمولا در بيني، گلو و دهان رشد مييابند و در مردان و افراد بالاي 50 سال شايع ترند. به گفته ريچارد پازدور، مدير بخش داروهاي هماتولوژي و انکولوژي FDA، توانايي اربيتوکس در افزايش طول عمر مبتلايان به بدخيميهاي سر و گردن براي متخصصان سرطان بسيار بااهميت است. ماهيت تهاجمي بدخيميهاي سر و گردن باعث شده است که نتوان آنها را به خوبي با جراحي يا راديوتراپي کنترل کرد. بنابراين در دسترس بودن گزينههاي درماني ديگر براي کمک به بيمار ضروري است. اثربخشي و ايمني اربيتوکس در بدخيميهاي سر و گردن در يک مطالعه باليني چندمرکزي روي 442 بيمار با متاستاز يا بدخيمي راجعه سر و گردن بررسي شد. بدخيمي شرکتکنندگان در اين مطالعه به اندازه اي گسترده بود که جراحي برايشان فايده?اي نداشت و پيش از اين هم شيميدرماني برايشان شروع نشده بود. نيمي از بيماران ترکيب ستوکسيماب و شيمي درماني(سيسپلاتين يا کربوپلاتين و 5-فلورواوراسيل) و نيمي ديگر شيميدرماني به تنهايي دريافت کردند. در دريافتکنندگان ترکيب ستوکسيماب و شيميدرماني طول عمر به طور متوسط 1/10 ماه در مقايسه با دريافتکنندگان شيميدرماني به تنهايي (7/4 ماه)افزايش يافت. شايعترين عوارض ناخواسته گزارش شده از سوي دريافتكنندگان ستوكسيماب عبارتند از بثورات پوستي، خارش، سردرد، اسهال، عفونتهاي دستگاه تنفسي، پوست و دهان. همچنين مواردي از واكنشهاي زمان تزريق و حمله قلبي تهديدكننده حيات نيز به دنبال مصرف ستوكسيماب مشاهده شدهاند. بيماران تحتدرمان با ستوكسيماب بايد از مواجهه با نور آفتاب تا حد امكان اجتناب كنند. اربيتوكس ميتواند باعث افت سطح سرمي مگنزيوم، پتاسيم و كلسيم شود.
پزشكان در يك مطالعه جديد موفق شدند عامل ژنتيكي موثر در بروز سرطان تيروئيد را شناسايي كنند. به
گزارش سرويس بهداشت و درمان ايسنا، اين پزشكان اميدوارند كه يافته جديد به
شناخت فرمولهاي جديد براي كمك به درمان اين سرطان منجر شود. پزشكان
كلينيك كليولند در آمريكا سه ژن را مشخص كردهاند كه خطر ابتلا به سرطان
تيروئيد را افزايش ميدهند. اين پزشكان به
سرپرستي دكتر كريس اينگ، رييس و بنيانگذار اصلي انستيتو طب ژنوميك در
كلينيك كليولند پس از مطالعه روي حدود 3000 بيمار مبتلا به سندرم cowden
به نتايج فوق دست يافتهاند. اين سندرم در واقع با افزايش خطر بروز
سرطانهاي سينه و تيروئيد ارتباط دارد. به
نوشته روزنامه يو.اس.اي تودي، جهشهاي ايجاد شده در ژن PTEN در واقع عامل
اساسي بروز سندرم cowden هستند. PTEN يك فاكتور سركوب كننده تومور است كه
رشد و تقسيمهاي سلولي را هدايت ميكند. اما پزشكان دريافتهاند كه جهشهاي
موروثي در ژن PTEN تقريبا در 80 درصد از بيماران مبتلا به اين سندرم وجود
دارند. اين جهشها مانع ميشوند كه ژن مزبور بتواند به طور موثر و صحيح بقا
و تقسيمات سلولي را تنظيم كند كه حاصل آن افزايش خطر بروز تومورهاي سرطاني
است.
دانشمندان زیست حسگرهایی ساخته اند كه نشانگرهای سرطان ریه را در بازدم بیمار شناسایی می كنند. به
گزارش دیلی میل، به گفته پژوهشگران تغییرات ایجاد شده در ارگانیسم های یك
بیمار در بازدم وی انعكاس می یابد و این زیست حسگر نوین ، تشخیص وجود
نشانگرهای سرطان را در مراحل اولیه بیماری امكان پذیر می كند. نفس انسان سالم یا بیمار متشكل از صدها تركیب ارگانیك مانند استون، متانول، بوتانول و هیدروكربن هاست. در
بازدم یك تركیب خاص و واحد، نقش نشانگر را برای تشخیص سرطان ریه ایفا نمی
كند.بلكه گستره ای از زیست نشانگرها و تركیب آنها برای تشخیص سرطان به كار
می رود. این تركیبات را می توان در 20-1 واحد
در هر میلیارد در تنفس انسان سالم یافت اما این میزان در تنفس افراد
بیمار10 تا 100 برابر می شود. به منظور شناسایی این تغییرات ارایه مواد جدید لازم است. در
طول مرحله نخست این پروژه نمونه بازدم كاركنان یك بیمارستان تهیه شد.
محققان با استفاده از كروماتوگرافی گازی تركیبات ارگانیك آنها را بررسی
كردند. در حال حاضر مواد نوین برای تشخیص
تركیبات ارگانیك منتخب به منظور افزایش حساسیت ابزارهای تشخیصی ساخته شده
اند. این زیست حسگرها می توانند مجموعه ای از بیماری های خاص عمدتا بیماری
های مربوط به ریه را در مراحل اولیه بیماری تشخیص دهند.
يك دانشجوي مقطع دكتري در دانشگاه تكنولوژي كوئينزلند تستي را راهاندازي كرده كه احتمال گسترش يا بازگشت سرطان پستان را پيشبيني ميكند. وي ميگويد: «باوجود پيشرفتهاي خارقالعادهاي كه طي ساليان اخير در درمان سرطان پستان رخ داده، هنوز روشي براي پيشبيني پيشرفت آن ابداع نشده است.» وي در بررسيهاي خود دريافت كه تعامل سرطان پستان با محيط اطراف، خود كليد پيشبيني اين موضوع است كه آيا تومور رشد خواهد كرد، ساكت ميماند يا به ديگر اعضا گسترش خواهد يافت. توانايي پيشبيني پيشرفت اين سرطان قدم بزرگي براي پزشكان خواهد بود كه مناسبترين درمان را براي بيماران خود به صورت فردي انتخاب كنند. با استفاده از اين تست، پزشكان نتايج نمونه بافتي را به يك برنامه آنلاين ارائه ميدهند كه با مدلهاي رياضي ساخته شده و به اين ترتيب پاسخ روشن و واضحي در مورد احتمال گسترش تومور دريافت خواهند كرد. اين برنامه قابليت آن را هم دارد كه براساس نتايج به دست آمده درمانهايي را نيز پيشنهاد بدهد، بهخصوص براي بيماراني كه بيماري پيشرفتهتر و تهاجميتري دارند و ممكن است به ارگانهاي ديگر دستاندازي كند. اين برنامه بهخصوص در مناطق دورافتاده كه دسترسي اندكي به خدمات پيشرفته پزشكي دارند، بسيار ارزشمند است و ميتواند جان بيماران زيادي را نجات دهد. انتظار ميرود در طول سالهاي آينده اين مدل در آزمايشگاههاي پاتولوژي مورد استفاده قرار گيرد و اگر موفقيتآميز بود، در طول 10-5 سال آينده در همهجا کاربرد پيدا کند.
پروتزهای
پستان ساخت فرانسه كه به بازار مصرف تعدادی از كشورها از جمله در اتحادیه
اروپا صادر شد و با اعمال جراحی زیبایی به صورت یك لایه اسفنجی در زیر پوست
سینه كاشته می شود به دلیل سرطانزا بودن آن جنجال ساز شده و مسایل و
مشكلاتی را برای شركت تولید كننده به همراه داشته است. به
گزارش ایرنا ، این درحالی است كه برخی از رسانه های فرانسوی نیز ظرف
روزهای اخیر مطالبی را در پی شكایت شماری از زنان به دلیل احتمال سرطان زا
بودن پروتزهای سینه تولیدی مطالبی را چاپ و منتشر كرده اند و كارشناسان امر
نیز به بررسی آن پرداخته اند. سرطانزا بودن پروتزها به حدی جدی بوده كه دولت فرانسه خواستار توقف و جمع آوری آن از سطح بازارهای مصرف شده است. این
در حالی است كه اخیرا دهها تن از زنان انگلیسی مصرف كننده این پروتزها به
دلیل سرطانزا بودن آن شكایاتی را تسلیم دادگاه كرده اند. وخامت اوضاع به گونه ای است كه از زنان استفاده كننده از این پروتزها خواسته شد تا برای عمل جراحی و تعویض آن اقدام كنند. این
پروتزها كه ساخت كارخانه ' پیپ ایمپلنت پروتز' فرانسه می باشد، نه تنها در
فرانسه بلكه به برخی از كشورهای مختلف جهان صادر شده است. گفته می شود كه شركت مزبور سالانه حدود 100 هزار عدد پروتز تولید و بخش عمده ای از آنرا نیز به 65 كشور صادركرده است. بیشرین میزان صادرات این پروتزها به انگلیس و آمریكای جنوبی شامل ونزوئلا، برزیل، كلمبیا و آرژانتین صورت گرفته است. اسپانیا،
سوئد، آلمان، ایتالیا، بلژیك، هلند، پرتغال ، سوییس و انگلیس نیز به عنوان
كشورهای اروپایی، حدود 28 درصد واردات این محصول تولیدی فرانسه را به خود
اختصاص می دهند. از آوریل 2010 میلادی تاكنون
، زمان روشن شدن مساله سرطان زا بودن این پروتزها ، حدود 10هزار مورد از
آن از سطح بازارهای مصرف جهان جمع آوری شده است. این
در حالی است كه گفته می شود در بین مشتریان این شركت ، علاوه بر كشورهای
اروپای شرقی، نام كشورهایی نظیر ایران، تركیه، رژیم صهیونیستی، سوریه و
امارات متحده عربی نیز به چشم می خورد.
نتايج نهايي كارآزمايي POBASCAM نشان ميدهد كه براي زنان بالاتر از 30 سال، تست DNA پاپيلوما ويروس انساني بهترين گزينه براي غربالگري سرطان سرويكس است. اين تست نسبت به سيتولوژي به تنهايي از بسياري از سرطانهاي سرويكس پيشگيري ميكند و ضايعاتي را تشخيص ميدهد كه باعث سرطان سرويكس زودرس ميشوند. مطالعههاي حاضر قويا بر استفاده از تست DNA در برنامههاي غربالگري ملي تاكيد دارند، زيرا تست HPV نسبت به سيتولوژي براي تشخيص ضايعههاي پيشسرطاني سرويكال با درجه بالا ارزشمندتر است. از سويي حفاظت بيشتري از بيماران در دو دوره غربالگري به فاصله 5 سال از هم ايجاد ميكند. اين كارآزمايي در هلند و با حضور تقريبا 45 هزار زن بين 56-29 سال كه در برنامه غربالگري روتين سرطان سرويكس شركت كردهاند انجام شده است. به هر حال به نظر ميرسد نتايج اين مطالعه بايد در جمعيتهاي ديگر نيز مورد ارزيابي قرار گيرد تا بهترين سن شروع انجام تست، همچنين فاصله زماني ميان انجام اين تست به طور كامل مشخص و تعيين شود تا بهترين نتيجه درماني حاصل شود.
همانطور كه مشخص است خطر سرطان با افزايش سن بهطور قابلتوجهي بيشتر ميشود. در واقع سرطان يك بيماري مربوط به سن است، يعني هديه ما از طولاني شدن عمر! بنابراين اين فكر در ذهن متبادر ميشود كه آيا افراد مسن بهطور روتين از نظر تومورهاي جديد هم غربالگري شوند يا نيازي به انجام اين كار نيست؟ يك مطالعه جديد نشان ميدهد كه بيشتر افراد بالاي 75 سال جمعيت آمريكا هر ساله از نظر سرطانهاي پستان، پروستات و كولون غربالگري ميشوند. البته ميزان غربالگري پس از سن 80 افت پيدا ميكند، اما همچنان بالاست. در حالي كه اين چنين رديابي سرطان در جمعيت عمومي نشانه هوشياري است، محققان بهطور فزايندهاي با اين سوال مواجهاند كه آيا واقعا اين تستها براي افراد مسن لازم هستند يا خير. براساس وضعيت سلامت يك فرد و آنچه از طول عمر يك فرد 75 ساله باقيمانده، غربالگري براي يافتن سرطانهاي جديد كه دههها طول ميكشد تا رشد كنند، شايد آنقدرها هم مفيد نباشد. يكي از پژوهشگران اين مطالعه به شبكه خبري ABC ميگويد: «براي سرطانهايي مانند پستان، كولوركتال و سرويكس كه ثابتشده غربالگري براي آنها موثر است، اگر فردي احتمال دارد كمتر از 5 سال عمر کند، غربالگري مفيد نخواهد بود اما اگر اميد به زندگي بيشتري در فردي انتظار ميرود و بيمار ميتواند درمان ضدسرطان را تحمل كند، نبايد انجام غربالگري را انكار كرد.» با توجه به آنكه درصد افراد مسن تا سال 2025، نزديك به دو برابر خواهد شد مهم است كه مزاياي غربالگري در برابر خطرات و هزينههاي تستهاي روتين سنجيده شوند. از سوي ديگر كارگروه خدمت پيشگيرانه ايالات متحده غربالگري روتين را براي سرطانهاي پستان، پروستات و كولون پس از سن 74 سال پيشنهاد نميكنند. همچنين براي زنان 65 سال و بالاتر نيز غربالگري را از نظر سرطان سرويكس توصيه نميكنند. در بسياري از موارد، غربالگري ميتواند منجر به انجام بيوپسيهاي اضافي و جراحي براي برداشت سرطان شود كه خود عوارض جانبي نيز دارد، در حالي كه خود اين نوع سرطانها ممكن است رشد آهستهاي داشته باشند و فرد مسن را در معرض خطرات جدي سلامت قرار ندهد. البته جاي هيچگونه شكي نيست كه افراد بالاي 75سالهاي نيز هستند كه مبتلا به سرطانهايي هستند كه با غربالگري روتين تشخيص داده شده و با درمان سالهاي عمر بيشتري را سپري خواهند كرد. از سويي افراد بالاي 75 سال كه عوامل خطر ديگري براي سرطان دارند، مانند سابقه خانوادگي يا تجربه قبلي بيماري، بايد همچنان برنامههاي غربالگري را ادامه دهند اما به عنوان يادآوري، خطر سرطان كه در سالهاي انتهايي عمر افزايش مييابد، بايد با ديگر عوامل، همچون سالهاي باقيمانده از عمر بالانس شود. محققان اين پژوهش اظهار اميدواري ميكنند كه از اين پس پزشكان با دقت بيشتري كارآمدي غربالگري را مورد سنجش قرار دهند، بهخصوص با توجه به اينكه در آينده نزديك انفجار بزرگي در جمعيت مسن رخ خواهد داد و مزايا و معايب انجام غربالگري بيش از پيش خودنمايي خواهد كرد. آنها پيشنهاد ميكنند به جاي اين فكر كه هميشه غربالگري براي هر فردي مفيد است، پزشكان در ابتدا ارزيابي كنند كه وضعيت سلامت بيمار در چه سطحي قرار دارد و آيا در 5 سال آينده وي زنده خواهد ماند با خير. اگر اينگونه است برنامههاي غربالگري، تشخيص و درمان سرطان توجيهكننده خواهد بود. البته ما بايد در مورد استفاده منطقي از مراقبتهاي بهداشتي بيشتر فكر كنيم و كمتر به سهميهبندي اين نوع مراقبتها در بيماران بپردازيم.
مطالعات باليني فاز II نشان دادهاند که مولکول PB272 در ترکيب با ساپسيتابين (Capecitabine) و نيز در ترکيب با تمزيروليموس (Temsirolimus) در سرطان پستان متاستاتيک HER2+ اثربخش است. موسسه بيوتکنولوژي پوما، يک شرکت بيوفارماسوتيکال، نتايج به دست آمده از مطالعه باليني فاز II در حال انجام روي مولکول تحقيقاتي اين شرکت يعني PB272 با نام نراتينيب (Neratinib) را در سمپوزيوم سرطان پستان سن آنتونيو تگزاس اعلام کرده است. مطالعات باليني فاز I/II روي مولکول PB272 در ترکيب با داروي شيمي درماني ساپسيتابين در مراکز کلينيکي متعددي در آمريکا، اروپا و آسيا مورد بررسي قرار گرفت. نتايج فاز I آن در سال گذشته ارائه شده بود. در بخش فاز II مطالعات باليني که نتايج آن در سمپوزيوم امسال ارائه شدند، بيماراني با نوع ErbB2 مثبت (HER2+) متاستاتيک يا پيشرفته بدخيمي پستان شرکت داشتند. در گذشته آنها سابقه شيمي درماني قبلي با ترازتوزوماب (Trastuzumab) و تاکسان وجود داشت. به اين بيماران PB272 با دوز روزانه 240 ميليگرم در ترکيب با ساپسيتابين با دوز 1500 ميليگرم بر مترمربع (دوز دوبار در روز 750 ميليگرم بر مترمربع) در روزهاي 1 تا 14 چرخههاي 21 روزه داده شد. نتايج مطالعه نشان دادند که ترکيب PB272 و ساپسيتابين از سوي بيماران به خوبي تحمل ميشود. شايعترين عارضه جدي ناشي ازمصرف اين دارو در خلال مطالعات باليني مذکور عبارت بود از اسهال (در 26درصد از بيماران). اسهال ايجاد شده گذرا بود و با تعديل دوز دارو و تجويز داروهاي ضداسهال برطرف شد. اما در مورد اثربخشي PB272، نتايج مطالعه نشان دادند که از ميان 61 بيمار شرکتکننده در مطالعه که پيش از اين تحت درمان با لاپاتينيب قرار نگرفته بودند،11درصد يعني 7 بيمار پاسخدهي درماني کامل داشتند؛ 52 درصد پاسخدهي درماني نسبي داشتند و8 درصد آنان بيماريشان بيش از 6 ماه ثابت باقي ماند، بنابراين بهطور کلي پاسخدهي درماني در اين مطالعه 64 درصد بود. بهعلاوه، در 7 بيمار که پيش از اين با لاپاتينيب تحت درمان قرار گرفته بودند،14درصد پاسخدهي درماني کامل و در43درصد پاسخدهي درماني نسبي مشاهده شد و در 14درصد آنها تا 6 ماه بيماري ثابت باقي ماند. بهطور شاخص «متوسط شانس بقاي بيمار بدون پيشرفت بيماري» در مبتلاياني که پيشتر لاپاتينيب را دريافت نکرده بودند 3/40هفته و اين رقم در بيماراني که قبلا تحت درمان با لاپاتينيب قرار گرفته بودند 9/35هفته بود.
طبق اعلام سازمان غذا و داروي آمريکا، نسبت فايده به زيان داروي آکسيتينيب(Axitinib) در مبتلايان به کارسينوم سلول کليوي پيشرفته پس از شکست درمان خط اول سيستميک مطلوب بوده است. سالانه در کشور ايالات متحده حدود 58 هزار مورد جديد ابتلا به کارسينوم سلول کليوي تشخيص داده ميشود و متاسفانه 20 تا 30 درصد از اين بيماران در زمان تشخيص به مرحله پيشرفته بيماري دچارند. ميزان مرگومير ناشي از اين بدخيمي در آمريکا سالانه 13 هزار نفر است. آکسيتينيب يک درمان خوراکي است که براي مهار انتخابي گيرندههاي يک، دو و سه فاکتور رشد آندوتليال عروقي طراحي شده است. اين گيرندهها بر رشد تومور، آنژيوژنز عروقي و پيشرفت بدخيمي (گسترش تومور)تاثيرگذارند. اظهارنظر سازمان غذا و داروي آمريکا بر اساس نتايج به دست آمده از مطالعه باليني فاز III با نام AXIS روي بيماراني که بدخيمي در آنها پس از يک درمان سيستميک، پيشرفت کرده صورت گرفته است. طي مطالعه مذکور اثربخشي و ايمني داروي آکسيتينيب بر بيش از 2500 بيمار بررسي شد.
دانشمندان
واكسنی را ساختند كه می تواند راهبرد جدیدی برای درمان سرطان های تخمدان،
روده و لوزالمعده باشد. به گزارش دیلی میل، پژوهشگران دانشگاه جورجیا و
كلینیك مایو در آریزونا واكسنی ساخته اند كه به طور چشمگیری اندازه تومورها
را در مدل موشی كاهش می دهد. این مدل ها 90 درصد سرطان های سینه و
لوزالمعده انسانی را كه مقاوم به درمان هستند، تقلید می كنند. آنها امیدوارند این واكسن تا سال 2020 به بازار عرضه شود. به گفته 'گریت ژان بونز' پژوهشگر این طرح، واكسن جدید واكنش ایمنی قوی را ایجاد می كند. این واكسن تمامی سه تركیب سیستم ایمنی را برای كاهش 80 درصدی اندازه تومور فعال می كند. با سرطانی شدن سلول ها، قندهای موجود در پروتئین های سطحی آن دستخوش تغییراتی می شوند كه آنها را از سلول های سالم متمایز می كند. پژوهشگران در چند دهه اخیر تلاش كرده اند تا سیستم ایمنی را وادار به شناسایی این تغییرات كنند و سلول های سرطانی را از بین ببرند. در واقع سیستم ایمنی بدن، سلول های سرطانی را جسم خارجی تلقی نمی كند و از این رو به آنها حمله نمی كند. دانشمندان
در حال حاضر از مدل های موشی استفاده كردند. این موش ها مانند انسان به
تومور سرطانی مبتلا شدند كه پروتئینی موسوم به MUC1 را بر روی سطح سلول های
خود بیش از اندازه معمول تولید می كنند. این
نخستین بار است كه واكسنی ساخته می شود كه سیستم ایمنی را برای تشخیص و
كشتن سلول های سرطانی بر پایه ساختارهای قندی متفاوت بر روی پروتئینی مانند
MUC1 آموزش می دهد. به گفته این محققان پروتئین MUC1 بر روی بیش از 70 درصد تمامی سرطان های كشنده وجود دارد. به
گفته پژوهشگران می توان از این واكسن به همراه شیوه های درمانی استاندارد
مانند شیمی درمانی در سرطان هایی كه قابلیت درمان با جراحی را ندارند،
استفاده كرد. با این حال دانشمندان اگرچه
این نتایج امیدوار كننده در موش ها را در مورد انسان تعمیم نمی دهند اما
اطمینان دارند این واكسن ها می توانند كربوهیدرات خاصی را در سلول های
سرطانی هدف قرار دهند و در نهایت نقش مهمی را در درمان این بیماری ایفا
كنند. این دانشمندان می گویند در حال آغاز
ارایه درمانهایی هستیم كه به سیستم ایمنی بدن انسان می آموزد تا با آنچه كه
در سلول های سرطانی وجود دارد ، مبارزه كنند. نتایج این تحقیقات در نشریه مجموعه مقالات فرهنگستان ملی علوم آمریكا منتشر شده است.
محققان
آزمایش ژنتیكی ساده ای برای تشخیص سرطان سینه ارایه كرده اند كه پزشك می
تواند با استفاده از نتایج این آزمایش وجود این بیماری را در مراحل اولیه
آن تشخیص دهد و مانع از شیمی درمانی غیرضروری شود. به
گزارش دیلی میل، گروهی از پژوهشگران بین المللی آزمایش Oncotype DX را
ارایه كردند كه به پزشكان كمك می كند از احتمال عود سرطان سینه مطلع شوند و
لزوم دخالت های بیشتر در درمان را تعیین كنند. در
این آزمایش غیر تهاجمی از بافت تومور سرطانی نمونه كوچكی برداشته و بر روی
گروه هایی از ژنها متمركز می شود كه با این روش می توان چگونگی رشد سرطان و
واكنش آن را به درمان دریافت. بر اساس نتایج
این آزمایش پزشك می تواند به طور دقیقی مشاهده كند كه آیا شیمی درمانی كه
دارای عوارض جانبی مانند تهوع و ریزش مو است، لزومی دارد یا خیر. 'سیمون
هولت ' جراح اهل ولز گفت: نتایج به دست آمده از آزمایش ژنومیك مانند
Oncotype DX می تواند نقش مهمی در بهبود تصمیم های درمانی و در نهایت
مراقبت از بیمار داشته باشد. این آزمایش در حال حاضر در آمریكا انجام می
شود.
یک
مطالعه جدید نشان داد، زنانی که سیگار می کشند بیشتر در خطر ابتلا به
سرطان سلول اسکواموس پوست هستند و کسانی که در گذشته حداقل 20 سال سیگار می
کشیدند دو برابر بیشتر احتمال ابتلا به این سرطان را دارند. به
گزارش ایسنا، محققان این مطالعه می گویند نتایج از نظر آماری معنی دار
نبود چون مردانی که سیگار می کشیدند در مقایسه با زنان در معرض خطر متوسط
برای این دو نوع سرطان پوست غیر ملانوم سلول بازال و سرطان سلول اسکواموس
بودند. نویسنده
اصلی پژوهش دانا رولیسون عضو مرکز سرطان موفیت گروه اپیدمیولوژی سرطان در
تمپا، فلوریدا، با اشاره به تفاوت خطر ابتلا بین زنان و مردان گفت: ما نمی
دانیم که چرا تفاوت وجود دارد در حالی که هم مردان و هم زنان در معرض بسیار
نور خورشید قرارمی گیرند و این خود عامل خطرناک و اصلی برای ابتلا به
سرطان پوست است. اما
تحقیقات سرطان ریه ممکن است سرنخی به ما بدهد که تفاوت های هورمونی
متابولیسم نیکوتین را و توانایی بدن برای ترمیم دی ان آی آسیب دیده ریه ی
ناشی از سیگار کشیدن را تحت تاثیر قرار می دهد، که نشان می دهد هورمون
زنانه استروژن نیز ممکن است در این مسئله نقش داشته باشد. برای این بررسی، 383 بیمار مبتلا به سرطان پوست را با 315 نفر بدون این بیماری را مورد مقایسه قرار دادند و از
شرکت کنندگان خواسته شد که مشخص کنند چه میزان سیگار می کشند، زمانی که
آنهاشروع به این عادت کردند و تعداد کل سال که آنها سیگاری بودند مشخص شد. در مجموع از 355 مرد و 343 زن در مطالعه شرکت داشتند که همه سفید پوست بودند که بیشتر
در معرض ابتلا به سرطان پوست است. خطر برای هر دو نوع از سرطان پوست غیر
ملانوم به طور جداگانه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت، البته با احتساب حضور
سایر عوامل خطرزا بررسی ادامه یافت. محققان دریافتند که مردمی که بیشتر سیگار می کشیدند، بیشتر احتمال دارد تا به سرطان پوست مبتلا شوند. گفتنی است سرطان سلول اسکواموس یک شکل از سرطان پوست است که نسبت به ملانوم کمتر تهاجمی است. Cancer Causes Controlاین پزوهش در مجله به صورت آنلاین به چاپ رسید.
به تازگي محققان در بررسيهاي انجامشده به اين نتيجه رسيدهاند كه بقاي بيماران مبتلا به هپاتوسلولار كارسينوما يا HCC با استفاده از 90Y-resin ميكروسفر راديوآمبولازيسيون افزايش مييابد. اين بررسيها كه به صورت چند مرکزي در اروپا انجامشده نشان ميدهد كه اين روش احتمالا منافع خود را در مراحل مختلف بيماري اعمال ميكند؛ چه بيماران سرطان پيشرفته كبد داشته باشند که ناچار درمانهاي کمي براي آنها وجود دارد. هپاتولوژيستها درمان اين دسته از بيماران را براساس بيماري زمينهاي که منجر به سرطان شده، همچنين Stage تومور و در نظر گرفتن اين موضوع که آيا پيشرفت تومور يا سيروز پيشرفته تهديدكننده حيات وي هست يا خير، انتخاب ميكنند. در اين روش درماني جديد، هدف درماني مستقيما خود كبد است، يعني راديوآمبولازيسيون و بيشتر بيماران به يك نوبت تجويز ميكروسفرها نياز پيدا كردند. ميانه فعاليت درمان تجويزشده 6/1 GBq بوده و تقريبا در 45 درصد بيماران تمام كبد و در 39 درصد آنها لوب راست ايفيوژن پيدا كردند. در نهايت پس از اتمام درمان و تحليلهاي انجامشده، ميانه کلي بقاي بيماران تحتدرمان نزديك به 13 ماه گزارش شد، البته اين ميزان بقا به كلاس BCLC بيماري بستگي نزديكي داشت به طوري كه بيماران با BCLC A، 24 ماه، BCLC B، نزديك به 17 ماه و BCLC C، 10ماه بقا داشتند. محققان يادآورشدهاند كه مهمترين عوامل موثر در پيشرفت عبارتند از وضعيت عملکرد ECOG، بار تومور، نمره تست كوآگولاسيون (INR بيش از 2/1) و بيماريهايي كه خارج از كبد وجود دارند. اين تيم تحقيقاتي همچنين اعلام كرد كه مهمترين عوارض جانبي مشاهدهشده با راديوآمبولازيسيون عبارت بودند از خستگي، تهوع، استفراغ و درد شكم. ميزان مرگومير به هر علتي در اين گروه از بيماران پرخطر، 1 درصد در روز 30 و حدود 7 درصد در روز 90 از شروع درمان گزارش شد. در نهايت پژوهشگران اين مطالعه كه مقر اصلي آنها در دانشگاه «ناوارا» در اسپانيا قرار دارد، متذكر شدند كه يافتهها حاكي از وجود شواهد قوي مبني بر افزايش بقاي بيماران مبتلا به هپاتوسلولار كارسينوما با راديو آمبولازيسيون است، حتي در بيماراني كه در مراحل پيشرفته و انتهايي قرار داشته و گزينههاي درماني اندكي براي آنها وجود دارد. البته انجام مطالعههاي باليني و كارآزماييهاي ديگري نيز لازم است تا كارايي اين روش درماني به خوبي اثبات شود و بتواند از اين پس وارد چرخه درمان باليني اين دسته از بيماران شود. طبق برآورد سازمان جهاني بهداشت، در سال 2008 نزديك به 700 هزار مورد مرگ در سراسر دنيا در اثر اين بيماري رخ داده كه بيش از 80 درصد آنها نتيجه ابتلا به عفونت هپاتيت C و B بوده است. مطالعهها افزايش بروز اين بيماري را در كشورهاي پيشرفتهاي همچون آمريكا نيز نشان ميدهند و همچنين بيماري تمايل به گرفتاري افراد جوانتر دارد.
هپاتوسلولار کارسينوما يکي از کشندهترين سرطانها در دنيا است که دير تشخيص داده شده و بيشتر بيماران مبتلا نيز در عرض 6 ماه فوت ميکنند. يکي از بزرگترين چالشها در درمان اين بيماري تشخيص ديرهنگام آن است و روشهاي کنوني نيز وقتي تومور را مشخص ميکنند که قطر آن حداقل به 5 سانتيمتر رسيده باشد، در حالي که ديگر براي درمان موثر خيلي دير است. امروزه محققان به دستاوردهاي عظيمي در اين ميان رسيدهاند. در اين روش با استفاده از نانو ذرات طلا كه با پليمر پوشيده شده و يك تكنيك تصويربرداري X-ray پراكنده ميتوانند تودههايي به ازاي 5 ميليمتر را نيز شناسايي كنند. اين نخستين بار است كه نانوذرات فلزي بهعنوان عاملي براي تقويت سيگنالهاي X-ray پراكنده استفاده ميشوند تا از تودههاي تومورمانند تصويربرداري كنند.
متخصصان
يك شركت تجهيزات تشخيص پزشكي در آمريكا موفق شدهاند يك تست جديد تنفسي
توليد كنند كه به شناسايي و تعيين نوع سرطان ريه در انسان با دقت فوق
العاده بالا، كمك ميكند. به گزارش ايسنا،
متخصصان اين شركت تحت عنوان «متابولومكس» در واقع روي شناسايي نشانههاي
متابولوميكز سرطان كه در بازدم وجود دارند، متمركز شدهاند. دكتر
پيتر مازون در كلينيك كليولند كه سرپرستي اين مطالعه را برعهده دارد
ميگويد: دقت تست جديد در تشخيص سرطان ريه 80 درصد بيشتر از روشهاي فعلي
است. شركت متابولومكس به اين ترتيب نسل اول «مجموعه حسگر كالريمتريك» را
توليد ميكند.
به نوشته روزنامه لوس
آنجلس تايمز، اين آزمايشات هم چنين نشان ميدهد كه تست جديد حتي قادر است
تفاوت بين انواع مختلف سرطان ريه را شناسايي كرده و دقت آن در تشخيص نوع
سرطان ريه نيز در 90 درصد موارد صحيح است. دكتر
مازون ميگويد: شناسايي نوع سرطان بوسيله تست جديد اين امكان را به ما
ميدهد كه در زمان كوتاهتر روش درماني مناسبتري را براي كنترل بيماري
پيدا كرده و بكار بگيريم. پائول رودز، پزشك
متخصص، موسس و رييس اجرايي اين كمپاني تاكيد كرد: تست تنفسي جديد قابليت آن
را دارد كه به طور گسترده براي تشخيص زودهنگام سرطان ريه مورد استفاده
قرار بگيرد.
سرطان ريه يکي از اصليترين
عوامل مرگ و مير از ميان سرطانهاي شناخته شده است و بيشترين ميزان مرگ
ومير را در مقايسه با سرطان سينه و پروستات دارد. برخي از علائم اين سرطان عبارتند از: سرفه افرادي که سيگار ميکشند زياد ميشود و شدت سرفهها نيز افزايش مييابد، افزايش ميزان خلط سينه، خس خس کردن سينه، سرفه افراد غيرسيگاري بيش از دو هفته طول ميکشد، تغيير رنگ خلط سينه، مشاهده خون در خلط سينه، دوره هاي مکرر حالت ذات الريه يا برونشيت
زناني
كه در آغاز بارداري در تماس با دود سيگار همسرانشان هستند، فرزند آنها
حداقل 15 درصد بيشتر در معرض ابتلا به سرطان خون خواهند بود. به
گزارش ايسنا، نتايج يك بررسي جديد در استراليا تاييد كرد وقتي جنين در
شكم مادر دود سيگار پدر خود را استنشاق ميكند، پس از تولد خيلي بيشتر با
احتمال ابتلا به نوع شايع سرطان خون در دوران كودكي مواجه ميشود. هرچند
اين مطالعه كه در مجله آمريكايي همهگيرشناسي به تفصيل ارائه شده نشان
ميدهد كه فاكتورهاي چندگانه در بروز اين نوع سرطان خون در كودك (ALL) نقش
دارد اما در واقع به بررسي فاكتورهاي ديگري ميپردازد كه در افزايش خطر
بروز اين سرطان نقش قابل توجهي ايفا ميكنند. به
گزارش رويترز، دكتر اليزابت ميلن از كارشناسان انستيتو تله تون در مركز
مطالعات سلامت كودك در استراليا در اين باره ميگويد: هرچه والدين در زمان
باردار شدن مادر بيشتر سيگار بكشند، اين احتمال شديدتر ميشود. بنابراين
گزارش، هر چند ALL شايع ترين نوع سرطان دوران كودكي است اما هنوز يك بيماري
نادر محسوب ميشود و از هر 100 هزار كودك حدود 3 تا 5 نفر به آن مبتلا
ميشوند. به گزارش ايسنا، اختلالات ايمني
عامل مهمي در ابتلاي کودکان به سرطان خون هستند به طوري که ابتلا به سرطان
خون 60 درصد سرطانهاي دوران كودكي را تشکيل مي دهد. سرطان خون يا لوسمي
يك بيماري پيشرونده و بدخيم اعضاي خون ساز بدن است. اين بيماري در اثر
تکثير و تکامل ناقص گلبولهاي سفيد خون و پيش سازهاي آن در خون و مغز
استخوان ايجاد ميشود. واژه لوسمي به معني خون سفيد است. لوسمي يکي از چهار
سرطان شايع در ميان کودکان است. در
بيماري لوسمي يا همان سرطان خون، مغز استخوان به صورت غيرعادي، مقدار بسيار
زيادي سلول خوني توليد ميکند. اين سلولها با سلولهاي طبيعي و عادي خون
متفاوت هستند و درست عمل نميکنند. در نتيجه توليد سلولهاي سفيد خون طبيعي
را متوقف کرده و توانايي فرد را در مقابله با بيماريها از بين ميبرند.
سلولهاي لوسمي همچنين بر توليد ساير انواع سلولهاي خوني که توسط مغز
استخوان ساخته ميشود از جمله گلبولهاي قرمز خون که اکسيژن را به بافتهاي
بدن ميرسانند و پلاکتهاي خوني که از لخته شدن خون جلوگيري ميکنند، اثر
منفي ميگذارند.
پژوهشگران نشان دادند که سونوگرافي ترانسواژينال با حساسيت و اختصاصيت 80 تا 90 درصد قادر است ابتلا به سرطان آندومتريال را قبل از بروز علايم آن شناسايي کند. اگرچه نتايج حاصل از اين مطالعه در نشريه لنست به چاپ رسيده، اما پژوهشگران اين مطالعه اعتراف کردند که براي اينکه اين روش وارد سيستم غربالگري شود، نياز به مطالعات بيشتري است تا ميزان خطرات و صرفه اقتصادي ناشي از انجام آن بررسي شود. در حال حاضر هيچ نوع تست غربالگري براي شناسايي سرطان آندومتر بدون علامت وجود ندارد. اين مطالعه که روي 36731 نفر صورت گرفته نشان داد که 81 درصد افرادي که به سرطان آندومتر مبتلا هستند، در سونوگرافي ترانسواژينال داري ضخامت آندومتر بالاي 5 ميليمتر هستند. به طور دقيق اين روش در شناسايي سرطان آندومتر بدون علامت داراي حساسيت 5/80 بوده است.
در اعماق قلب سلول، DNA شما ممكن است دستخوش تغييرات ظريفي شود كه خود منجر به بروز بيماريهاي ويرانگر در چند سال آينده شود. پس چه بهتر كه هر چه زودتر اين تغييرات شناخته شوند تا از بروز بيماريهايي همچون سرطان جلوگيري شود. به همين منظور تكنولوژي جديد ميكروسكوپي كه به تازگي معرفي شده قادر است يك سيستم جديد آگاهي براي بروز سرطان و آلزايمر ارائه دهد تا بيماري قبل از شروع، تشخيص داده شود. اين ميكروسكوپها كه در ابعاد نانو ساخته شدهاند، با روش «طيفسنجي نسبي موج» (PWS) كار ميكنند و دنبال آن ميگردند كه چگونه اشعه نور با سلول تداخل پيدا ميكند. همانطور كه اشعه از درون سلول رد ميشود، ساختارهاي مختلف آن براساس چگاليشان، انعكاسهاي متفاوت پيدا ميكنند. سپس دوباره الگوي اين نورها براي ساخت شكل سلول گرد هم ميآيند. به اين ترتيب هرگونه تغييري نسبت به حالت طبيعي سلول مشخص و علايم ابتدايي بيماريها نشان داده خواهد شد. در اين روش ميتوان با يك سوآب از مناطقي مانند ركتوم و سرويكس سلول برداشت و آنها را مورد آناليز قرار داد.
امروزه استفاده از تكنولوژي MRI براي كمك به پزشكان براي تصميمگيري در مورد گزينههاي درماني پيش روي بيماران مبتلا به سرطان پستان گسترش زيادي پيدا كرده، به?رغم اينكه شواهد بسيار اندكي در دست است كه اين نوع سيستم تصويربرداري منفعت خاصي نيز داشته باشد و محققان نيز بر اين امر صحه ميگذارند. براساس گزارشي كه اخيرا در نشريه معتبر «لنست» به چاپ رسيده، طي ساليان اخير استفاده از MRI به طور گستردهاي در كار بالين مورد پذيرش قرار گرفته، زيرا اين فرضيه مطرح است كه با كاربرد آن حساسيت تشخيصي سرطان بالاتر ميرود و همين امر پيامد نهايي بيماران را بهبود خواهد بخشيد. اين مساله بهانهاي شد براي يك تيم تحقيقاتي تا صحت اين فرضيه را مورد آزمون قرار دهند و مقاله?هاي منتشر شده را در يك دهه اخير دوباره بازبيني كنند. آنها دريافتند كه هر چند MRI يك ابزار ارزشمند براي پيگيري زناني است كه از نظر ژنتيكي در معرض خطر بالاي ابتلا به سرطان پستان قرار دارند اما شواهد مبتني بر استفاده از MRI به عنوان يك وسيله غربالگري در جمعيت عمومي محدود است. آنها همچنين شواهد اندکي يافتند كه غربالگري روتين با MRI براي انتخاب درست بيماران قبل از جراحي محافظتي پستان کمک کننده است يا خطر عودهاي موضعي سرطان پستان را كم ميكند يا نياز به اعمال جراحي را به حداقل ميرساند. اين تيم تحقيقاتي ذكر ميكند كه البته شواهد كافي در دست است كه MRI به اندازه كافي براي غربالگري زنان در معرض خطر بالا (داشتن سابقه فاميلي مثبت يا موتاسيون شناخته شده ژني) مفيد است و ميتواند دقيقا تومورهايي را كه قبلا ماموگرافي يا اولتراسوند تشخيص دادهاند، مشخص كند، هر چند هنوز كسي نميداند كه آيا واقعا اين تشخيص پيشرفتهتر تاثيري بر ميزان بقاي بيماران دارد يا خير. آنها از سوي ديگر تاكيد ميكنند كه شواهدي موجود نيست كه افزايش حساسيت با استفاده از اسكنهاي MRI براي معاينه زنان قبل از جراحي به درمان بهتر جراحي يا پيشآگهي آنها كمكي ميكند يا خير. در واقع به نظر ميرسد MRI به انتخاب بهتر بيماران براي جراحيهاي محافظتي پستان كمك شاياني نميكند و باعث نميشود هنگام جراحي حاشيههاي بدون تومور بيشتري انتخاب شود. همچنين به علت تعداد كم كارآزماييها و كيفيت ضعيف بسياري از مطالعههاي انساني، اثر MRI بر پيامد طولانيمدت بيماران قابل ارزيابي نيست. پيامد نهايي شامل بروز سرطان در پستان ديگر يا عود در پستان درگير است. براساس يافتههاي اين محققان، ثابت شده غربالگري با MRI بيشتر در زمينه ارزيابي وسعت بيماري باقيمانده و بررسي پاسخ به كموتراپي قبل از عمل جراحي در مقايسه با آزمونهاي رايج، مانند معاينه باليني، ماموگرافي و اولتراسوندگرافي موثر است. در چكيده اين مقاله، محققان يادآوري كردهاند كه: «در نهايت، ارزش واقعي و درست MRI ميتواند در توانايي آن براي پيشبيني رفتارهاي بيولوژيكي سلولي نهفته باشد. تغييرات بسيار ابتدايي متابوليسم داخل سلولي كه توسط MRS تشخيص داده ميشوند، به نظر ميرسد پيشبيني كننده پاسخ بيمار به درمان باشد و در صورتي كه مطالعههاي بزرگتر و داراي اعتبار بتوانند سميت و هزينه ادامه يك رژيم شيميدرماني را بر اين اساس تعيين كنند، شايد بتوان درآينده استفاده از اين نوع درمانها را كه شايد هيچ منفعتي هم نداشته باشند، به حداقل خود رساند و تنها براي بيماراني مورد استفاده قرار داد كه واقعا از آنها سود خواهند برد.»
گزارشي از سمپوزيوم سرطان پستان كه در دسامبر 2011 برگزار شد حاكي از آن است كه ابتلا به چاقي يا ديابت پس از سن 60 سالگي، به طور قابل توجهي احتمال ابتلا به سرطان پستان را بيشتر ميكند. محققان سوئدي در اين مطالعه دريافتند كه يك گروه از داروهاي ضدديابتي خطر سرطان را كم ميكنند، در حالي كه بقيه آنها اين خطر را بيشتر ميكنند. اين يافتهها كه از 5/1 ميليون نفر سوئدي جمعآوري شده نشان ميدهد زنان با سن بيش از 60 سال که چاق هستند، 55 درصد بيشتر احتمال ابتلا به سرطان پستان را دارند كه به نظر ميرسد عدد بالايي باشد و زنگ خطر را به صدا درآورده است. در واقع بروز ديابت تا 4 سال قبل از تشخيص سرطان، خطر را 37 درصد بيشتر ميكند، در حالي كه زنان با سطح ليپيد پايينتر خون، 25 درصد افزايش خطر دارند. اينكه چرا ليپيدهاي خون ميزان سرطان را تحت تاثير قرار ميدهند، مشخص نيست، اما سطح بالاتر ليپيدها به طور معكوسي با كاهش خطر سرطان مرتبط است.
براساس آخرين بررسي دانشمندان انگليسي، حدود يك سوم سرطانها به وسيله عوامل شايع مربوط به سبك زندگي افراد، يعني دخانيات، رژيم غذايي، الكل و چاقي ايجاد ميشود. اين يافتهها از مرور جزءبه جزء عوامل محيطي و سبك زندگي بيماران و مقايسه با افراد سالم به دست آمدهاند. بسياري از افراد معتقدند كه سرطان مربوط به سرنوشت آنهاست يا در ژنهاي آنها نهفته و شانس آنها در قرعهكشي زندگي باعث شده تا آن را دريافت كنند اما با نگاهي به شواهد، مشخص ميشود كه حدود 40 درصد سرطانها بهوسيله عواملي ايجاد ميشود كه اغلب قادريم آنها را تغيير دهيم. از سوي ديگر يافتهها حاكي است تاثير اين عوامل در مردان بيشتر از زنان است.اين مطالعه كه توسط دانشمندان انگليسي انجام شده و بيشتر بر يافتههاي مربوط به اين كشور تمركز دارد به اين معناست كه سالانه حدود 40 درصد سرطانها قابل پيشگيري است، زيرا قابل انتساب به دخانيات، رژيم غذايي ناسالم، نوشيدن الكل و اضافه وزن هستند. در اين ميان سيگار كشيدن مهمترين عامل به حساب ميآيد، به طوري كه سالانه بيش از 60 هزار مورد سرطان در بريتانيا از آن ناشي ميشود يا به عبارت ديگر يك سرطان از هر 5 سرطان تشخيص داده شده است. يافتههاي ديگري نيز در اين بررسي بسيار تعجبآور بودند. محققان در اين رابطه اظهار ميدارند كه آنها اصلا انتظار نداشتند خوردن ميوه و سبزيها در جلوگيري از بروز سرطان در مردان اينقدر مهم باشد و در زنان نيز اين انتظار نميرفت كه اضافه وزن اثري به مراتب بيشتر از نوشيدن الكل داشته باشد. اگر بخواهيم درصد مشاركت هر يك از عوامل را در زنان و مردان به تفكيك بيان كنيم در مردان بيشترين و مهمترين عامل، دخانيات است كه 23 درصد سهم دارد. پس از آن نخوردن ميوه و سبزيها با 1/6 درصد، مواجهه شخصي با 9/4 درصد، الكل با 6/4 درصد، اضافهوزن و چاقي با 4/1 درصد و قرار گرفتن بيش از حد در معرض آفتاب با 5/3 درصد بيشترين عوامل دخيل دربروز سرطان در مردان هستند. سهم هر يك از عوامل مربوط به شرايط زندگي را در ميان زنان ميتوان به ترتيب زير برشمرد: دخانيات: 6/15 درصد، اضافهوزن و چاقي: 9/6 درصد، عفونت مانند HPV: 7/3 درصد، در معرض اشعه آفتاب قرارگرفتن بيش از حد: 6/3 درصد، نخوردن ميوه و سبزيها: 4/3 درصد و نوشيدن الكل: 3/3 درصد.اندازهگيريهايي كه در اين مطالعه مورد استفاده قرار گرفته بود در کسري از جمعيت محاسبه شده و بعضي از عوامل با ديگري همپوشاني داشتند. به طور مثال در سرطان ريه كسر نسبت داده شده به جمعيت براي دخانيات 85 درصد، عوامل شغلي 2/13 درصد، نخوردن ميوه و سبزيها 9 درصد و در معرض اشعه راديواكتيو بودن 7/4 درصد بود كه به دليل همپوشانيهاي گزارش شده، جمع اين عوامل از 100 بيشتر ميشود. از سوي ديگر عوامل محيطي مسوول 2/89 درصد علل ايجادكننده سرطان ريه بودند، در حالي كه تنها 10 درصد سرطانهاي ريه به هيچ يك از اين عوامل ربطي نداشتند. به هر حال بايد متذكر شد كه داشتن يك زندگي سالم هنوز تضمينكننده اين نيست كه خطر ابتلا به سرطان كاهش مييابد. هميشه يك عامل شانس هم وجود دارد. ما ميتوانيم اين احتمالات را تغيير دهيم، اما نميتوانيم عنصر شانس را حذف كنيم. به هر ترتيب بايد همه از يک زندگي سالم پيروي کنند، زيرا داشتن يك زندگي سالم خطر هر نوع بيماري را علاوه بر سرطان كم ميكند.
دانشمندان روش جدیدی را برای هدف قرار دادن سرطان از طریق دستکاری سوئیچ مسئول رشد سلول های سرطانی کشف کرده اند. به
گزارش بنیان به نقل از medicalxpress، دانشمندان روش جدیدی را برای هدف
قرار دادن سرطان از طریق دستکاری سوئیچ مسئول رشد سلول های سرطانی کشف کرده
اند. این یافته ها که در مجله Cancer Cell
منتشر شده است ، آشکار کرد که چگونه سلول های سرطانی با تولید رگ های خونی
خود سریع تر رشد می کنند. سلول های سرطانی با
تولید پروتئین هایی که سبب رشد رگ های خونی آنها می شود مواد مغذی مورد
نیازخود را بدست آورده و به رساندن اکسیژن و قند به تومور کمک می کنند. این
پروتئین ها فاکتورهای رشد عروقی مانند VEGF هستند که موردهدف آواستین،
نوعی داروی ضد سرطان می باشند.ساخت این پروتئین ها نیاز به اتصال قوی قسمت های مختلف ژن ها به هم طی فرآیندی به نام اسپلایسینگ دارد. دانشمندان
در دانشگاه Bristol کشف کردند که جهش هایی در یک ژن خاص سرطانی می تواند
چگونگی اسپلایسینگ را کنترل و متعادل کند و سوئیچ اصلی در سلول را روشن
کند. این سوئیچ اسپلایسینگ باعث می شود سلول های سرطانی سریع تر رشد کنند ،
و رگ های خونی را با سرعت بیشتری رشد دهند ، بنابراین آنها چگونگی چفت شدن
VEGFs را تغییر می دهند. در مدل های آزمایشی
، محققان دریافتند که با استفاده از داروهای جدید متوقف کننده این سوئیچ
می توان مانع رشد عروق خونی و رشد سرطان شد.دکتر
Michael Ladomery مدیر این پروژه از بریستول گفت : "این تحقیق به وضوح
نشان می دهد که با هدف قرار دادن و دستکاری اسپلایسینگ ممکن است بتوان رشد
تومور را در بیماران متوقف کرد. پروفسور
David Bates از دانشگاه بریستول گفت : "این ما را قادر می سازد تا کلاس
جدیدی از داروها راکه رشد عروق خونی درسرطان و بیماری های دیگر مثل کوری و
بیماری کلیه مورد هدف قرار می دهد ایجاد کنیم."
با توجه به کيفيت عالي تصاوير تهيه شده توسط دستگاهي به نام Naviscan PEM در بيماران مشکوک به تومورهاي بدخيم در پستان، بخش سرطان دانشگاه تگزاس اين وسيله را به عنوان يک وسيله کمکي در شناسايي اين بيماران معرفي کرد. اين وسيله نوعي ماموگرافي است که با مکانيسم ساطع کردن اشعه از هسته پوزيترون ميتواند ضايعات بدخيم را بر اساس متابوليسم بالايي که دارند از ضايعات خوشخيم تشخيص دهد. با توجه به اينکه مطالعات نشان دادند که استفاده از اين وسيله ميتواند در افتراق اين ضايعات بسيار کمککننده باشد و روند درمان را در بيمار تغيير دهد، از اين پس از اين وسيله به عنوان يک اقدام روتين استفاده ميشود.
پژوهشگران موفق به ابداع روشي شدند که با استفاده از امواج اولتراسوند ميتواند سرطان پروستات را با دقت بالا تشخيص دهد. در اين روش يک ماده حاجب مخصوص با مولکولهايي به اندازه ميکرون به بيمار تزريق ميشود. اين ماده قادر است حتي در کوچکترين عروق موجود در يک بافت نفوذ کند. با توجه به اينکه طرح عروق خوني در بافت تومورال نسبت به بافت طبيعي متفاوت است، بنابراين انعکاس امواج صوتي نيز در اين دو متفاوت بوده و در نتيجه ميتوان به اين روش بافت سالم پروستات را از بافت مبتلا به سرطان متمايز کرد. دقت اين روش در تشخيص سرطان پروستات بسيار بالاست.
شرکت تجهيزات پزشکي توموفاز اعلام کرد که محصول جديد اين شرکت به نام OCTIS از سازمان نظارت بر غذا و داروي ايالاتمتحده مجوز دريافت کرد. اين وسيله به جاي اشعه ايکس، با استفاده از امواج ليزري ميتواند تصاويري با کيفيت بالا از ريهها و مجاري هوايي تهيه کند. اين وسيله براي پيگيري بيماران مبتلا به سرطان ريه تحت درمان تهيه شده است. با توجه به اينکه پيگيري و درمان به موقع اين بيماران، باعث کاهش 20 درصدي مرگومير در آنها شده، وجود تصويربرداري بدون ايجاد خطر تشعشع اشعه ايکس، ميتواند براي اين بيماران بسيار کارآمد باشد.
نتایج یک مطالعه جدید نشان داد، بین میزان قند خون بالا و افزایش خطر ابتلا به سرطان روده بزرگ در زنان مسن رابطه مستقیم وجود دارد. بر
اساس گزارش انجمن سرطان آمریکا سرطان روده بزرگ شایع ترین سرطان تشخیص
داده شده و سومین علت عمده مرگ ناشی از سرطان در ایالات متحده محسوب می
شود. محققان طی مدت
12 سال، اطلاعات 5 هزار زن یائسه را که از پژوهش سلامت زنان آمریکایی جمع
آوری شده بود بررسی کردند. در شروع مطالعه قند خون ناشتا (گلوکز) و سطح
انسولین آنان اندازه گیری شد و پس از آن چندین بار در طول 12 سال آتی نیز
مورد بررسی و اندازه گیری قرار گرفت. در طول دوران پژوهش در 81 زن سرطان
روده بزرگ تشخیص داده شد. محققان
دریافتند که زنان مبتلا به قند خون بالا در شروع مطالعه، بیشتر در معرض
ابتلا به سرطان کولورکتال (سرطان روده بزرگ) هستند و در کسانی که بالاترین
میزان قند خون را نشان دادند تقریبا تا دو برابر نسبت به کسانی که در
کمترین سطح قرار داشتند، احتمال ابتلا به سرطان روده بزرگ دیده شد. با
توجه به یافته های این پژوهش تیم مطالعاتی که توسط محققان کالج پزشکی
آلبرت اینشتین در نیویورک سیتی رهبری شد، به هیچ ارتباطی بین سطح انسولین و
خطر ابتلا به سرطان روده بزرگ دست نیافت. گفتنی
است که چاقی که معمولا با سطح بالای گلوکز خون و انسولین همراه است عامل
خطرناک شناخته شده سرطان کولورکتال است. مدت طولانی است که اعتقاد بر این
است که افزایش خطر ابتلا به سرطان کولورکتال در ارتباط با چاقی با توجه به
سطوح بالای انسولین است، اما نتایج این مطالعه نشان داد که این احتمال وجود
دارد که ابتلا به این بیماری به علت سطح بالای گلوکز باشد. چالش
بعدی محققان یافتن مکانیزمی است که بتواند توضیح دهد افزایش قند خون چگونه
به صورت مزمن منجر به سرطان روده بزرگ می شود، " نویسنده اصلی جفری کابات،
اپیدمیولوژیست ارشد(متخصص بیماری های همه گیر)در کالج پزشکی انیشتین، گفت:
"این امکان وجود دارد که قند خون بالا در ارتباط با افزایش سطح خون از
عوامل رشد و عوامل التهابی است که محرک رشد پولیپ های(بواسير لحمى ) روده
ای باشد که بعضی از آنها بعد ها منجر به سرطان می شود." گفتنی است، نتایج این پژوهش به صورت آنلاین در مجله British Journal of Cancer موجود است.
به تازگي خبري خوش دنياي بيشمار بيماري را که در سراسر دنيا از سرطان پوست از نوع سلول سنگفرشي رنج ميکشند، رنگين کرده است. محققان استراليايي ژن «متوقفکننده سيگنال» را در SCC پوست کشف کردهاند که تقريبا در هر توموري غايب است. بدون اين ژن، سلولها تکثير غيرقابل کنترلي پيدا کرده و تومورال ميشوند. تاکنون، محتواي ژنتيکي SCC تا حدودي براي محققان رمزآلود بوده، اما به نظر ميرسد پاسخ در يک ژن تنها نهفته که نقش کليدي در توسعه پوست طي دوره جنيني هر فردي دارد و در سلولهاي SCC ديده نميشود. با شناخت اين نکات اصلي، پژوهشگران در تلاش اند تا درمانهاي خود را روي فعال کردن اين ژن متمرکز و به اين ترتيب از پيشرفت SCC جلوگيريکنند. از سوي ديگر، محققان فکر ميکنند داروهايي را که بتوانند در اين زمينه مفيد باشند، در کرمهاي پوستي وارد کنند و در دسترس بيماران قرار دهند تا سهولت مصرف و موثر بودن آنها براي بيماران خوشايند باشد.
دانشمندان يك ويروس را مهندسي كردهاند كه وقتي داخل خون تزريق ميشود، ميتواند بهطور انتخابي سلولهاي سرطاني را در تمام بدن مورد هدف قرار دهد. درواقع اين ويروس تنها تومورها را مورد حمله قرار ميدهد و به بافت سالم كاري ندارد. اين نتايج در نشريه Nature به چاپ رسيده است. محققان معتقدند كه اين يافتهها ميتواند به درمانهاي با انتقال و دگرگوني واقعي منجر شود و يك نويد واقعي در درمان سرطان محسوب مي شود. اين ويروس كه JX-544 ناميده ميشود به يك مسير شيميايي وابسته است كه در بعضي سرطانها مشترك است. پس از تزريق اين ويروس به جريان خون، در تومورها همانندسازي ميكند، اما نه در بافت سالم. پژوهشگران در اين مورد بسيار هيجانزده هستند، زيرا براي نخستينبار است كه درمان ويروسي بهطور مداوم و به صورت انتخابي در بافت سرطان انجام ميشود. البته بايد توجه داشت كه اين ويروس، سلول سرطاني را از بين نميبرد، بلكه تنها در مراحل اوليه كار هستيم كه توانستهايم يك ويروس را به بافت سرطاني برسانيم، بدون آنكه به بافت سالم لطمهاي وارد شود.
در حال حاضر براي افرادي كه مشكوك به سرطان پروستات هستند به صورت كوركورانه از 6 ناحيه پروستات نمونهبرداري ميكنند. پژوهشگران با استفاده از ام.آر.آي سه بعدي موفق به تهيه يك نقشه سهبعدي از پروستات شدند تا انجام نمونهبرداري از مناطق مختلف آن به صورت تصادفي و كوركورانه نباشد. در اين روش ابتدا يك تصوير سه بعدي از پروستات تهيه ميشود سپس پروب مخصوص بيوپسي به دوربين مجهز شده و از هر قسمتي كه نمونهبرداري ميشود از آن ناحيه نيز تصويربرداري ميشود سپس اين تصاوير بازسازي شده و با تصوير اوليه مقايسه ميشود تا پزشكان مطمئن شوند كه از تمام نواحي پروستات نمونهبرداري كافي انجام شده است. پژوهشگران معتقدند اين روش شانس خطا را كاهش ميدهد.
نرمافزاري به نام Volpara براي اندازهگيري خودكار شاخصهاي حجمي تودههاي پستاني از سوي سازمان نظارت بر غذا و دارو مورد تاييد قرار گرفت. در حال حاضر راديولوژيستها نميتوانستند به صورت كمي تراكم تودههاي پستاني را تخمين بزنند. اين نرمافزار به اين متخصصان كمك خواهد كرد كه با محاسبه ميزان تراكم تودههاي موجود، غربالگري دقيقتري را براي بيماران انجام دهند. از طرف ديگر با توجه به اينكه تغيير تراكم يك توده با گذشت زمان، از لحاظ احتمال بروز بدخيمي اهميت دارد، پزشكان ميتوانند به صورت كمي اين تغييرات را با هم مقايسه كرده و تصميم بهتري براي بيمار بگيرند.
واكسن آبله در ريشهكني يك بيماري عفوني به ما كمك شاياني كرد اما حالا ميتواند در جنگ عليه سرطان نيز به ياري ما بشتابد. اين واكسن زمان بقاي بيماران مبتلا به سرطان پيشرفته كبد را تا دو برابر افزايش ميدهد. واكسني كه آبله را ريشهكن كرده، حاوي يك ويروس زنده به نام «واكسينيا» (vaccinia) است كه مزه اعجابانگيزي براي تومورها دارد. «واكسينيا» سلولهاي سرطاني را عفوني ميكند زيرا پروتئين ضدويروسي اينترفرون را خاموش و سيگنالهايي را روشن ميكند كه «واكسينيا» را به خود جذب ميكنند. شايد اين روش درماني، انقلابي در درمان سرطان به شمار آيد. در اين تحقيق و براي تقويت اثر واكسن، پژوهشگران به كبد، ويروس زنده را كه از نظر ژنتيكي 2 تغيير عمده پيدا كرده بود، تزريق كردند. يكي از اين تغييرات، سلولهاي سرطاني را خالي از آنزيمي ميكند كه در اين نوع بافتها فراوان يافت ميشوند. تغيير بعدي نيز پروتئيني ميسازند كه حمله سيستم ايمني بدن فرد را جذب ميكند. در پژوهشي كه با اين ويروس انجام شد، 30 بيمار كه در مرحله آخر سرطان كبد (هپاتوسلولار كارسينوما) قرار داشتند و تحت?تزريق دوز بالاي اين واكسن قرار گرفتند، به طور ميانگين 14 ماه زنده ماندند، در حالي كه با دوز كم تنها 7 ماه توانستند زنده باشند.
براساس گزارشي که توسط انجمن سرطان آمريکا به چاپ رسيده، هزينههاي ناشي از سرطان بر بهداشت و درمان جهان ساليانه از مرز 3 تريليارد دلار ميگذرد و به همين دليل سرطان پرهزينهترين علت مرگومير در سطح جهان محسوب ميشود. طبق اين گزارش هزينههاي ناشي از سرطان حدود 20 درصد بيش از هزينههاي ناشي از بيماريهاي قلب و عروق است. علاوه بر اين سرطان ساليانه باعث هدررفتن 85 ميليون سال زندگي از عمر افراد در جوامع مختلف ميشود. در کشورهاي توسعهيافته سرطانهايي که باعث تحميل بيشترين هزينهها بر نظام بهداشت و درمان ميشوند را به ترتيب سرطانهاي ريه، کولورکتال و پستان تشکيل ميدهند، در حالي که اين سرطانها در کشورهاي در حال توسعه عبارتاند از: سرطانهاي دهان و اوروفارنکس، سرطان سرويکس و سرطان پستان.
متابوليسم بيماران مبتلا به سرطان ريه نسبت به افراد سالم متفاوت است. به اين ترتيب مولكولهايي كه اين افراد در هواي بازدمي خود بيرون ميدهند نيز تفاوت دارد. يك وسيله جديد كه در دانشگاه كلرادو طراحي شده، با استفاده از نانوذرات طلا، اين ذرات را به تله انداخته و آنها را مشخص ميكند. سپس با مقايسه آنها نسبت به گروه كنترل دستگاه ميتواند به ما بگويد كه نهتنها ريه سرطاني است بلكه نوع آن نيز سلول كوچك يا غيرسلول كوچك است و آدنوكارسينوماست يا سلول سنگفرشي. محققان معتقدند اين دستگاه به طور كلي غربالگري و تشخيص سرطان ريه را متحول خواهد كرد. هدف اصلي نيز آن است كه يك رويكرد غيرتهاجمي، آسان و ارزانقيمت براي تشخيص زودهنگام و متفاوت سرطان ريه ارائه دهيم. در مطالعات ابتدايي نيز دستگاه مذكور توانست به طور واضحي ميان تركيبهاي آلي فرار در هواي بازدمي افراد مبتلا به سرطان در مقايسه با گروه شاهد تفاوت بگذارد. افراد به سادگي داخل يك كيسه نفس خود را بيرون ميدهند كه در آنجا تنفس سطحي بازدمي از تنفسي كه از اعماق ريه بيرون ميآيد، جدا ميشود. در نهايت ترکيبات تنفس عمقي به وسيله حسگرهاي نانوذرات طلا مورد آناليز قرار ميگيرد.
سيستم جديد شركت پزشكي BSD كه از حرارت براي درمان سرطان استفاده ميكند و «سيستم هيپرترمي BSD-2000» ناميده ميشود به وسيله اداره كل غذا و داروي آمريكا مورد تاييد قرار گرفت. اين سيستم به خصوص براي بيماران مبتلا به سرطان سرويكس كه نميتوانند شيميدرماني را تحمل كنند يا فاقد شرايط لازم هستند، مفيد است. سيستم هيپرترمي BSD-2000 به پزشكان اجازه ميدهد تا از گرماي موضعي براي درمان تومورهاي توپر بهره گيرند. اين دستگاه در واقع يك وسيله ارائه بسيار ديناميك است كه به انرژي امكان ميدهد براساس شكل، اندازه و موقعيت تومور، انرژي را روي تومور متمركز و هدف گيري كند. با تنظيم تواتر، فاز و دامنه امواج راديويي، همراه با تنظيم موقعيت بيمار، پزشك اين امكان را مييابد تا تحويل انرژي را به تومور به حد اعلاي خود برساند. خطوط محصول شركت BSA هم سيستم درماني هيپرترمي و هم هيپوترمي را دربرميگيرد كه سالهاست مورد استفاده قرار ميگيرند.
سازمان غذا و داروي آمريکا(FDA)، داروي کريزوتينيب با نام تجاري زالکوري را براي درمان مراحل پيشرفته سرطانهاي ريه غيرسلولهاي کوچک (درگيري شديد در محل يا متاستازهاي دوردست) که داراي ژن غيرطبيعي آناپلاستيک لينفوما کيناز هستند، مورد تاييد قرار داده است. پيش از تجويز زالکوري بايد آزمون تشخيصي ويژهاي براي اطمينان از وجود ژن غيرطبيعي آناپلاستيک لينفوما کيناز درخواست شود. ژن غيرطبيعي مذکور عامل گسترش و رشد بدخيمي است. حدود يک تا 7 درصد از مبتلايان به بدخيميهاي ريه غيرسلولهاي کوچک، داراي ژن غيرطبيعي آناپلاستيک لينفوما کيناز هستند. مبتلايان به اين نوع بدخيمي ريه اغلب غيرسيگاري هستند. زالکوري پروتئينهاي خاصي را که کينازها ناميده ميشوند بلوک ميکند. (از جمله پروتئيني که توسط ژن غيرطبيعي آناپلاستيک لينفوما کيناز توليد ميشود). زالکوري به شکل قرص است و بايد دوبار در روز مصرف شود. به گفته دکتر ريچارد پازدور، سرپرست مرکز تحقيقات و ارزيابي داروها و فرآوردههاي بخش انکولوژي سازمان غذا و داروي آمريکا، تاييد زالکوري توسط اين سازمان در کنار تاييد آزمون تشخيصي ويژه آن، شيوهاي مناسب براي انتخاب بيماراني است که شانس پاسخدهي درماني در آنها بيشتر است. درمان هدفمند مشابه آنچه در مورد زالکوري برنامهريزي شده است، گزينه درماني مهمي براي درمان مبتلايان به اين بيماري است و بيشک طي اين درمان بيمار از عوارض جانبي کمتري رنج خواهد برد. اثربخشي و ايمني زالکوري در دو مطالعه باليني با حضور 255 بيمار مبتلا به سرطان ريه غيرسلولهاي کوچک پيشرفته داراي ژن غيرطبيعي آناپلاستيک لينفوما کيناز بررسي شد. پيش از شروع مطالعه نمونههاي بافت سرطاني ريه بيماران جمعآوري شدند و از لحاظ وجود يا فقدان ژن غيرطبيعي آناپلاستيک لينفوما کيناز مورد بررسي قرار گرفتند. هدف از طراحي اين مطالعه تعيين ميزان پاسخدهي درماني به دارو بود. اغلب بيماران شرکتکننده در اين مطالعه، پيش از شروع مطالعه تحت شيميدرماني قرار داشتند. در يکي از اين مطالعات ميزان پاسخدهي درماني 50درصد و متوسط مدت پاسخدهي به درمان 42 هفته بود. در مطالعه دوم، ميزان پاسخدهي درماني 61درصد بود و متوسط زمان مورد نياز براي پاسخدهي درماني 48 هفته اعلام شد. زالکوري تحت برنامههاي حمايتي و تشويقي سازمان غذا و داروي آمريکا مورد تاييد قرار گرفت. چنين برنامههايي براي سريعتر به بازار مصرف رساندن داروهاي مرتبط با بيماريهاي شديد و کشنده که تاکنون داروي قابلقبولي براي درمان آنها مورد تاييد سازمان غذا و داروي آمريکا قرار نگرفته طراحي شده است. امروزه روند تحقيقات در زمينه توليد داروهاي جديد انکولوژي به سمت درمانهاي هدفمند پيش ميرود. تاييد آزمون آزمايشگاهي اختصاصي در کنار تاييد اين دارو، مثالي براي نشان دادن اهميت نقش انتخاب موثرترين و بيخطرترين درمان براي بيماران با عارضه جدي و کشنده است.
سازمان غذا و داروي آمريکا يافتههاي موجود را براي اثبات اثربخشي و ايمني داروي بواسيزوماب (Bevacizumab) با نام تجاري آواستين(Avastin) در درمان سرطان پستان ناکافي دانست، اما آواستين همچنان در بازار دارويي جهان باقي خواهد ماند زيرا اين دارو در درمان انواع خاصي از سرطانهاي کولون، ريه، کليه و مغز (گليوبلاستوم مولتي فرم) مورد تاييد است. بيشک رد داروي آواستين در درمان بدخيمي پستان تصميمگيري دشواري از سوي سازمان غذا?و داروي آمريکا بوده است. مبتلايان به سرطان متاستاتيک پستان به داروهايي موثرتر از داروهاي موجود در بازار براي غلبه بر بدخيمي خود نيازمندند اما در تاييد يک دارو از سوي سازمان غذا و داروي آمريکا، هر دو فاکتور اثربخشي و ايمني دارو در بيماران در نظر گرفته ميشود. به گفته دکتر مارگارتهامبرگ، کارشناس FDA، پس از بررسي مطالعات موجود چنين نتيجهگيري شد که در مبتلايان به سرطان متاستاتيک پستان تحت درمان با آواستين، بدون مشاهده اثربخشي مطلوب، بيماران در معرض عوارض کشنده دارو قرار ميگيرند. به علاوه، شواهدي به نفع افزايش شانس بقاي بيماران مصرفکننده آواستين يا بهبود کيفيت زندگي آنها موجود نيست. خطرات احتمالي ناشي از مصرف آواستين عبارتند از افزايش شديد فشارخون، خونريزي، نارسايي و حمله قلبي، تشکيل حفره در اعضاي مختلف بدن مانند بيني، معده و رودهها.آواستين در فوريه سال 2008 ميلادي از سوي سازمان غذا و داروي آمريکا براي استفاده در مبتلايان به سرطان متاستاتيک پستان مورد تاييد قرار گرفته بود.البته تاييد آن به دنبال اجراي برنامههاي کمکي FDA بود که اجازه ميدهند دارويي بدون داشتن مدارک کافي براي تاييد نهايي اين سازمان، مجوز ورود به بازار دارويي را به دست آورد. اين برنامهها در مورد داروهاي جديدي مورد استفاده قرار ميگيرند که براي درمان بيماريهاي صعبالعلاج و شديد در حال تکميل هستند. اين فرصت به سازندگان داروهاي مذکور داده خواهد شد که پس از ورود نهايي دارو به بازار مصرف، بقيه مطالعات در دست انجام روي داروي جديد را کامل کنند، بنابراين FDA ميتواند در صورت لزوم تاييد آن را باطل کند. پس از تاييد اوليه آواستين از سوي FDA، شرکت توليدکننده اين دارو 2 مطالعه باليني تکميلي را روي آن انجام و نتايج حاصل را به FDA ارائه داد. طبق نتايج 2 مطالعه تکميلي، به دنبال مصرف?آواستين فقط اثربخشي مختصري بر رشد تومور بدون تغيير در شانس بقاي بيمار يا بهبود کيفيت زندگي وي در مقايسه با شيمي درماني استاندارد مشاهده ميشود. به گفته دکترهامبرگ، FDA تصميم دارد همکاري بيشتري با توليدکنندگان داروهاي ضدسرطان داشته باشد و امکان ورود هر چه سريعتر اين داروها را به بازار مصرف فراهم کند.
.
سرطان،
علت مرگ يک نفر از هر چهار نفر شهروند آمريکايي است. سرطان پروستات، رتبه
اول را در ميان سرطانهاي مردان کسب کرده و حدود 25درصد از کل موارد
سرطانهاي مردان را شامل ميشود. در
ميان مردان جامعه، سالمندان بالاي 60 سال بيش از همه در معرض خطر سرطان
پروستات قرار دارند. از اواخر سالهاي 1980 تا اواسط 1990، افزايش سريعي در
شيوع سرطان پروستات مشاهده شد اما خوشبختانه در دهه اخير ميزان شيوع سرطان
پروستات ثابت مانده و ميزان مرگ و مير ناشي از آن کاهش يافته است. اين
روند احتمالا ناشي از تشخيص و درمان زودرس اين نوع سرطان و استفاده وسيع از
آزمون غربالگري آنتيژن اختصاصي پروستات(PSA) است.
پروستات
براي رشد و عملکرد طبيعي نيازمند تحريک آندروژنهاست. هيپوتالاموس، مسوول
ساخت هورمون آزادکننده گونادوترپين (LHRH) است. آزادسازي ضرباني LHRH باعث
آزادسازي FSH و LH ميشود. LH باعث ميشود که سلولهاي لايديک در بيضهها
آندروژن تستوسترون را توليد کنند که توسط 5-آلفاردوکتاز به دي
هيدروتستوسترون تبديل ميشود. ديهيدروتستوسترون در مقايسه با تستوسترون
تمايل بيشتري به گيرندههاي آندروژن پروستات دارد. بهنظر ميرسد فاکتورهاي
رشد و انتقال پيامهاي سلولي ناشي از تحريک دي هيدروتستوسترون باعث پيشرفت
سرطان پروستات ميشوند.
نتايج يک مطالعه که به تازگي در نشريه BMJ به چاپ رسيده، حاکي از آن است که در کشورهايي که زنان بيشتر از قرصهاي ضدبارداري استفاده ميکنند، ميزان بالاتري از سرطان پروستات و مرگهاي ناشي از آن ديده ميشود؛ رابطهاي که عجيب مينماياند. هنوز کاملا مشخص نيست که چرا استفاده از اين گروه داروها سرطان را در مردها تحتتاثير قرار ميدهد، اما نويسندگان پيشنهاد ميکنند شايد قرصهاي ضدبارداري با همکاري مواجهه محيطي اين کار را انجام ميدهند:يعني استروژن موجود در اين قرصها در ادرار ترشح و درنهايت در منابع آب يافت ميشوند. مطالعات قبلي نيز حاکي از آن بودند که شايد ارتباطي ميان مواجهه با ترکيبات استروژنيک و سرطان پروستات وجود داشته باشد. به طور مثال در يک مطالعه روي کشاورزان مشخص شد ارتباط ضعيف اما معنيداري ميان جريبهاي اسپريشده با علفکشها (که داراي خصوصيات اختلال در غدد اندوکرين هستند) و ميزان بالاي ابتلا به سرطان پروستات وجود دارد. در مقايسه با مواجهه مزمن شغلي با علفکشها، ميزان استروژن موجود در قرصهاي ضدبارداري شايد خيلي کم به نظر برسد، اما در مقياس جمعيتي، مقادير قابلتوجهي را تشکيل ميدهد. در هر حال مطالعات بيشتر در اين زمينه مورد نياز است.
پروفسور
زيپنگوو، يک دستگاه اسکن قابلحمل اختراع کرده که با استفاده از مکانيسم
راديوفرکوئنسي ميتواند ظرف چند ثانيه تومورهاي خوشخيم و بدخيم پستان را
تشخيص دهد. استفاده
از تکنولوژي راديوفرکوئنسي يا مايکروويو سالهاست که براي تشخيص سرطانهاي
پستان توسط پژوهشگران آمريکايي و انگليسي به اثبات رسيده اما اين روش در
حال حاضر تنها در بيمارستان يا مراکز تخصصي قابلاستفاده است.
به
تازگي پروفسور زيپنگوو موفق به ساخت وسيلهاي شده که ميتواند علاوه بر
ايجاد تصاوير ويديويي ريلتايم، تصاوير متعددي ظرف يک ثانيه تهيه کرده و
تومورهاي پستان را شناسايي کند. اين وسيله علاوه بر اينکه سرعت بالايي
دارد، ميتواند توسط پزشکان عمومي در مطبهاي خصوصي و به صورت سرپايي انجام
شده و از به تعويق افتادن تشخيص جلوگيري کند. در ضمن با استفاده از اين
وسيله ميتوان بيماران را از اشعه ساطعشده توسط ماموگرافي در امان نگه
داشت. علاوه بر اين استفاده از اين وسيله به قدري ساده است که بيماران
پرخطر ميتوانند آن را در خانه تهيه کرده و براي پيگيري سلامت پستان از آن
بهرهمند شوند. به
کارگيري اين وسيله به سادگي استفاده از يک تلفن همراه است، قيمت تخمين زده
شده براي توليد آن بسيار پايين بوده و اندازه بسيار کوچکي دارد. در حال
حاضر، بهترين روش براي تشخيص سرطانهاي پستان ماموگرافي است. ماموگرافي
براي تشخيص سرطان پستان در زنان بالاي 50 سال حدود 95 درصد دقت تشخيصي
دارد، اما ميزان دقت اين روش در زنان جوان که حدود 20 درصد از کل سرطانهاي
پستان را شامل ميشوند، پايينتر بوده و حدود 60 درصد تخمينزده شده است.
بنابراين پژوهشگران همواره به دنبال يافتن يک روش تشخيصي مناسب براي زنان
جوان بودند. تفاوت بين اين دو روش در اين است که تمرکز ماموگرافي بر تراکم
بافت پستان است در حالي که تکنيکهاي راديوفرکوئنسي از مقاومت کنتراست
الکتريکي بين بافت سالم و بيمار استفاده ميکند. در
دستگاه اختراعشده توسط پروفسور وو به محض اينکه پستان در يک وسيله
فنجانمانند قرار ميگيرد، تصاوير آن روي مانيتور مشخص ميشود و موارد
مشکوک به بافت تومورال با رنگ قرمز روي مانيتور ظاهر ميشود. بافتهاي
بدخيم داراي قدرت هدايت و نفوذپذيري بالاتري براي امواج راديويي هستند
بنابراين تصاوير آنها روي مانيتور دستگاه از بافت نرمال متفاوت است. اين
دستگاه قادر است در عرض يک ثانيه 30 تصوير تهيه کند. پروفسور وو در اين
باره ميگويد: «سرعت اين دستگاه به قدري بالاست که به محض اينکه بيمار دراز
ميکشد، تصويربرداري تمام ميشود!»
شرکت اونکوژنکس اعلام کرده است که نتايج حاصل از دو مطالعه (يک مطالعه باليني فاز دو و يک مطالعه پيش باليني) در زمينه ارزيابي ترکيب کوستيرسنCustirsen، در شماره ماه سپتامبر نشريه تحقيقات سرطان به چاپ رسيده است. کوستيرسن، توليد کلوسترين – پروتئيني که معمولا در سلولهاي سرطاني بيش از حد توليد ميشود و عامل مقاومت اين سلولها به درمان است- را مهار ميکند. دو مطالعه باليني فاز سه نيز در زمينه اثربخشي کوستيرسن در مردان مبتلا به بدخيمي پروستات مقاوم به کاسترات در حال انجام هستند. در يکي از اين مطالعات تاثير کوستيرسن در ترکيب با خط اول درمان يعني دوستاکسل در افزايش بقاي بيماران و در ديگري قابليت آن در کاهش مدت درد در بيماران دريافتکننده داروهاي خط دوم شيميدرماني بررسي خواهد شد؛ اما در مطالعات باليني منتشرشده، درمان مجدد بيمار با ترکيب کوستيرسن و دوستاکسل طول عمر بيمار را بهطور متوسط 8/15 ماه افزايش داد. هنگامي که کوستيرسن در ترکيب با ميتوکسانترون تجويز شد، افزايش شانس بقاء به 5/11 ماه رسيد. کوستيرسن تنها ترکيب در دست تکميلي است که قابليت مهار توليد کلوسترين را دارد.
نتايج حاصل
از اولين مطالعه طولانيمدت روي بيماران مبتلا به سرطان پروستات که توسط
روبوتها جراحي شده بودند، نشان داد که اين بيماران در يک پيگيري 5 ساله
حدود 87 درصد موارد عود نداشتهاند. نتايج حاصل از اين مطالعه که توسط
مانيمنون و همکاراناش در بيمارستان هنريفورد انجام شده در نشريه
اورولوژي اروپا به چاپ رسيده است.
دکتر
منون و همکارانش جزو اولين گروههايي بودند که از اين روش براي درمان
سرطان پروستات استفاده کردند و بنابراين قادر بودند که بيماران خود را براي
مدت طولاني پيگيري کنند. انجام پروستاتکتومي راديکال در اين روش با کمک
روبوتها و به صورت اندک-تهاجمي صورت ميگيرد. مطالعات نشان دادند که در
روشهاي سنتي پروستاتکتومي راديکال 35 درصد از مردان طي 10 سال دچار عود
سرطان ميشوند. از سال 2000 ميلادي به بعد استفاده از روبوتها براي جراحي
پروستاتکتومي بسيار شايع شده اما تاکنون هيچ مطالعهاي براي تعيين نتايج
بلندمدت حاصل از اين جراحي انجام نشده بود. دکتر منون و همکاراناش، 1384
بيمار را که از سال 2001 تا 2005 ميلادي توسط روبوتها تحت عمل جراحي
پروستاتکتومي قرار گرفته بودند، وارد مطالعه کردند. سن متوسط اين بيماران
60 سال بوده و هر 3 ماه در سال اول جراحي و هر 6 ماه در سال دوم جراحي شده
و سپس سالي يک بار براي کنترل عود سرطان مراجعه کرده بودند.
دکتر
منون دراينباره ميگويد: «با توجه به مرگومير يک در هزار بيماران درمان
شده با اين روش طي اين پيگيري طولانيمدت، ميتوان ادعا کرد که اين روش
براي درمان سرطانهاي پروستات لوکاليزه موفقيتآميز بوده است.» وي در ادامه
عنوان کرد: «اگرچه مطالعه ما داراي محدوديتهايي بود اما پيگيري 5 ساله
بيماران نشان داد که در 6/86 درصد بيماران شواهدي به نفع عود بيماري مشاهده
نشده است.» در
اين مطالعه تمام بيماران با يک نوع روبوت به نام داوينچي تحت عمل جراحي
قرار گرفتند. در تمام اين بيماران يک برش بسيار کوچک در سطح شکم بيمار
ايجاد شده و با انجام تصويربرداري سه بعدي و کنترل مراحل جراحي،
پروستاتکتومي توسط تيم جراحي صورت گرفته است. اين پژوهشگران همچنين ادعا
کردند که علاوه بر اينکه عود در اين بيماران کمتر بوده، طول مدت بستري
بيماران هم پس از جراحي کمتر بوده و ميزان هزينههاي بيمارستاني به شدت
کاهش يافته است. همچنين
با توجه به عود كم در بيماراني كه با اين روش درمان شدهاند به طور كلي
هزينههاي ناشي از اين بيماري در سيستم بهداشتي-درماني كاهش مييابد.
سازمان غذا و داروي آمريکا موارد جديدي از کاربرد پروليا (دنوزوماب) را در درمان ازدسترفتن ماده استخواني در مبتلايان به بدخيمي پروستات يا پستان که تحت درمان قطع هورمون هستند، مورد تاييد قرار داده است. افزايش ماده استخواني در زنان در معرض خطر شکستگي که درمان مهارکننده آروماتاز براي بدخيمي پستان دريافت ميکنند و افزايش توده استخواني در مردان در معرض خطر شکستگي که تحت درمان محروميت از آندروژن براي بدخيمي پروستات غيرمتاستاتيک هستند، دو مورد جديدا تاييد شده هستند. در مبتلايان به بدخيمي پروستات، پروليا شيوع شکستگي مهرهها را نيز کاهش ميدهد. پروليا خط اول و تنها داروي موردتاييد سازمان غذا و داروي آمريکا براي درمان کاهش توده استخواني ناشي از درمان قطع هورمون در بدخيميهاست. مهارکنندههاي آروماتاز اغلب در بيماران مبتلا به بدخيمي پستان براي پيشگيري از عود بيماري تجويز ميشوند. درمان محروميت از آندروژن نيز در مبتلايان به بدخيمي پروستات براي پيشگيري و کنترل عود بهکار ميرود. اين دو درمان سطوح هورموني را کاهش ميدهند، در نتيجه باعث ازدسترفتن توده استخواني و افزايش خطر شکستگي ميشوند.
پژوهشگران دانشگاه نيويورك موفق به كشف يك روش غيرتهاجمي براي تشخيص سرطانهاي ريه شدند. در اين روش با كشيدن سواب در مخاط گونه بيماران مشكوك ميتوان سلولهاي سرطاني را تشخيص داد. اين روش قادر است حتي بيماراني را كه مدتهاي طولاني سيگار مصرف ميكردهاند يا مبتلا به بيماريهاي انسدادي تنفسي بودند را نيز شناسايي كند. اين روش كه PWS يا ميكروسكوپي با روش اسپكتروسكوپ با امواج نسبي نام دارد از طريق تاباندن امواج نوري به سلولهاي تهيه شده توسط سواب ميتواند سلولهاي سرطاني را تشخيص دهد. پژوهشگران معتقدند از اين روش ميتوان براي تشخيص انواع سرطانهاي اپيتليالي استفاده كرد.
پژوهشگران موفق به توليد يك تست جديد شدند كه ميتواند مقادير اندك افزايش آنتيژن اختصاصي پروستات (PSA) را در خون افرادي كه براي درمان سرطان پروستات جراحي شدهاند، تشخيص دهد. اين تست كمك ميكند كه موارد عود سرطان پروستات سريعا شناسايي شود. اين تست جديد كه ACCUPSA نام دارد يك آزمايش خون ساده است و حساسيت آن در شناسايي افزايش PSA نسبت به تستهاي استاندارد بالاتر است. دكتر ويلسون، سرپرست اين گروه تحقيقاتي ميگويد: «ACCUPSA» باعث ميشود پزشكان اطلاعات دقيقتري از بروز عود به دنبال پروستاتكتومي راديكال داشته باشند و بتوانند در صورت بروز عود سريعتر يك راه درماني را براي بيمار در نظر بگيرند.»
نتايج حاصل از يك مطالعه روي توليد يك روش جديد به منظور تشخيص زودرس سرطانهاي كولوركتال مطرح شد. پژوهشگران اين طرح تحقيقاتي موفق به توليد يك تست آزمايشگاهي جديد شدند كه با مكانيسم رديابي ميكرو آر.ان.اي و (miRNA) ميتواند سرطانهاي كولوركتال را در مراحل بسيار زودرس تشخيص دهد. اين تست ايمن و ارزان قيمت بوده و از دقت بالايي برخوردار است. همچنين با توجه به اينكه تنها نياز به يك نمونه خون دارد غيرتهاجمي محسوب ميشود. پژوهشگران اين طرح پيشنهاد كردند كه از اين روش ميتوان به عنوان يك تست غربالگري ساليانه براي بررسي ابتلا به سرطانهاي كولوركتال استفاده كرد.
اخيرا سازمان
غذا و داروي آمريکا اطلاعات مربوط به ثبت داروي جديد
ويزمودژيب(Vismodegib) را براي درمان بزرگسالان مبتلا به کارسينوم سلول
بازال پيشرفته که جراحي برايشان نامناسب تشخيص داده شده پذيرفته است. ويزمودژيب
يک داروي تحقيقاتي خوراکي است که براي مهار انتخابي انتقال پيامها در
مسيري که در بيش از 90 درصد از موارد کارسينومهاي سلول بازال درگير است،
طراحي شده است. کارسينوم سلول بازال شايعترين نوع بدخيمي پوست است که
مبتلايان معمولا با روش جراحي تحتدرمان قرار ميگيرند اما زماني که اين
نوع بدخيمي پيشرفت کند، مشکلات ناتوانکننده و درنهايت مرگآفرين را باعث
خواهد شد. هم اکنون گزينههاي درماني موثري براي غلبه بر کارسينوم سلول
بازال وجود ندارند. هال بارون،کارشناس دارويي و سرپرست بخش جهاني توسعه
محصول شرکت توليدکننده ويزمودژيب اميدوار است که هر چه سريعتر اولين
داروي مورد تاييد FDA براي درمان کارسينوم سلول بازال در اختيار بيماران
قرار گيرد. اطلاعات مربوط به ويزمودژيب از دو مطالعه باليني بهدست آمده
است. اين دو مطالعه نشان دادند که ويزمودژيب به ميزان قابل توجهي تومورها
را کوچک ميكند و ضايعات قابلمشاهده را بهبود ميبخشد. در 43 درصد از
بيماران با کارسينوم سلول بازال پيشرفته ولي محدود به موضع و در 30درصد از
بيماران با کارسينوم سلول بازال متاستاتيک، چنين وضعيتي مشاهده شد.
شايعترين
عوارض جانبي مرتبط با مصرف اين دارو عبارت بودند از اسپاسمهاي
عضلاني،ريزش مو،تغيير در حس چشايي، کاهش وزن، ضعف، تهوع، کاهش اشتها و
اسهال. عوارض شديدتر در 26 بيمار(25درصد)مشاهده شد. طبق
آمار انجمن سرطان آمريکا، کارسينوم سلول بازال 80 درصد از تمام موارد
تشخيص داده شده بدخيميهاي پوست را شامل ميشود. در صورتي که در زمان تشخيص
ضايعه محدود به بخش کوچکي از پوست باشد. بدخيمي قابل?درمان است اما در
گروه کوچکي از بيماران اگر بدخيمي درمان نشده رها شود يا پس از جراحي مجدد
عود کند ؛ در محل پيشرفت ميكند و حتي ممکن است بافتهاي اطراف (مانند گوش،
چشم و بيني)، استخوان يا ساير بافتها را گرفتار کند. در بخش بسيار
کوچکتر بيماران (حدود يک درصد و حتي کمتر از يک درصد) کارسينوم سلول بازال
به ساير اندامها و قسمتهاي بدن متاستاز ميدهد و گسترش مييابد. در
مطالعه باليني انجام شده روي ويزمودژيب 104 بيمار شرکت داشتند. جراحي براي
درمان ضايعات اين بيماران مناسب تشخيص داده نشده بود و راديوتراپي هم در
مورد آنان ممنوع يا ناموفق بود. بيماران شرکتکننده در مطالعه مذکور روزانه
يک عدد ويزمودژيب 150 ميليگرمي دريافت کردند.
شرکت تجهيزات پزشکي البيت اعلام کرد اداره نظارت بر غذا و داروي ايالاتمتحده تاييد کرده است ميتوان از اکسابليت (ExAblate) در درمان سرطانهاي پروستات بهره جست. پيش از اين از اکسابليت تنها براي درمان فيبروييدهاي رحمي استفاده ميشد. تاکنون 7 بيمار با موفقيت تحت درمان سرطانهاي پروستات موضعي خود با دستگاه اکسابليت قرار گرفتهاند. اين درمان در دو مرکز (يکي در روسيه و ديگري در سنگاپور) آزموده شده است. در اين روش، تصاوير ام.آر.آي به عنوان راهنما به دقت محل ضايعه توموري را به پزشک نشان ميدهند و سپس امواج پرقدرت اولتراسوند براي تخريب بافت توموري به سمت تومور ارسال ميشود. اين درمان به صورت سرپايي و به عنوان يک جراحي با کمک روبوت انجام ميشود.
محققان به تازگي دستگاههاي مينياتوري را ابداع و آزمايش كردهاند كه در تومورها جايگذاري ميشوند و اكسيژن توليد ميكنند، به اين ترتيب قدرت كشندگي راديوتراپي و كموتراپي را تقويت ميكنند. اين فناوري براي درمان تومورهاي توپر كه در مركز خود هيپوكسيك هستند، طراحي شده است. در واقع راديوتراپي براي موثر واقع شدن به اكسيژن نياز دارد. بنابراين نواحي كم اكسيژن در تومورهاي توپر، مانعي براي كشتن سلولهاي سرطاني ميشوند. سرطانهاي پانكراس و سرويكس بهطور بدنامي هيپوكسيك هستند. پس اگر بتوان اكسيژن توليد كرد، ميتوان كارايي درمان راديوتراپي و همچنين كموتراپي را افزايش داد. ميكرو ژنراتور اكسيژن قابلكاشت يك وسيله الكترونيكي است كه علامتهاي اولتراسوند را دريافت ميكند و از انرژي آن براي توليد يك ولتاژ كم براي جداكردن هيدروژن و اكسيژن از آب استفاده ميكند كه در واقع همان الكتروليز آب است. اين وسيله داخل تومور گذاشته ميشود و سپس تومورها در معرض اولتراسوند قرار ميگيرند و و به اين ترتيب اكسيژن توليد ميشود.
هنوز بر سر
اين موضوع که استفاده از تلفن همراه ميتواند سرطانزا باشد يا خير،
اختلافنظر وجود دارد اما در اين ميان اپليکيشنهايي نيز براي اسمارت
فونها نوشته شده که ميتوانند پزشکان را در تشخيص سريعتر سرطانها کمک
کنند و کمک بزرگي باشد به درمان بهموقع بيماران در
اين رابطه، محققان مرکز Massachusetts با همکاري پزشکان بيمارستاني در
بوستون اپليکيشني را نوشتهاند که با استفاده از سيستمي الکترونيکي
ميتوانند تومورهاي سرطاني را از طريق نمونهگيري مجازي از چند هزار سلول
بدن تشخيص دهند.
در
حال حاضر در جهان نمونهبرداري (با سوزن يا جراحي) به عنوان يک روش
آزمايشگاهي در تشخيص تومورهاي سرطاني انجام ميگيرد اما اين نمونهبرداري
در برخي موارد سخت بوده و گاهي مدت زمان تعيين وضعيت خوشخيم يا بدخيم بودن
تومور از طريق مراحل آزمايشگاهي چندين روز زمانبر است به اينترتيب
بيماران بايد مدتي را در استرس نتيجه آزمايش خود بهسر برند و گاهي هم به
نتيجه دلخواه خود نميرسند. در
اين تکنولوژي يک دستگاه کوچک در کنار تخت بيمار نصب ميشود. عملکرد اين
دستگاه از طريق يک اپليکيشن که بر روي اسمارتفون پزشک نصب شده، قابل کنترل
است. در هسته اين دستگاه يک ميکروتراشه مغناطيسي و يک اسکنر مغناطيسي ديگر
که دقيقا همانند همان دستگاه MRI رايج عمل ميکند، نصب شده است. اين
مجموعه با کمک ذرات نانومغناطيسي به اندازهگيري سطح پروتئينهاي ويژهاي
در بدن ميپردازد. در واقع اين دستگاه تا حد زيادي شبيه يک دستگاه MRI کوچک
عمل ميکند. ميزان سطح پروتئينهاي ويژهاي در بدن ميتواند نشانهاي از
وجود و رشد سلولهاي سرطاني در اندامها باشد. گزارش اين نمونهبرداري
مجازي و سطح پروتئينها از طريق اپليکيشني که بر روي اسمارتفون پزشک نصب
است، به اطلاع وي خواهد رسيد. محققين
اين سيستم را روي 50 بيمار مورد آزمايش قرار دادند و از طريق ترکيب کردن
اطلاعات 4 نوع پروتئين که در بدن توليد ميشود، دقت تشخيص تومورهاي سرطاني
را به 96 درصد رساندهاند. اين در حالي است که در حال حاضر ساير روشهاي
تشخيصي 84 درصد دقت دارند. از طرفي اين تشخيص در کمتر از يک ساعت زمان
انجام ميگيرد که حداقل زمان کنوني براي رسيدن به تشخيص قطعي سرطان است. البته
در اين مسير هنوز مشکلات متفاوت و متنوعي وجود دارد. سطح پروتئينهاي مورد
نظر براي اندازهگيري هميشه در بدن بالا نيست و گاهي اوقات قابل اکتشاف
نيستند. وجود اين فاکتورها در تمام انواع سرطانها هم هنوز به اثبات نرسيده
است. اين اپليکيشن و دستگاه همکارش فعلا در حال بررسي و آزمايش است و هنوز
به عنوان يک محصول تشخيصي قابل عرضه به کلينيکها نيست، اما توسعه چنين
ابزاري کمک بزرگي به تشخيص زودهنگام بيماريهاي خطرناک خواهد کرد.
محققان
دانشگاه ايلينويز در شيکاگو اعلام کردند که استرس فيزيولوژيکي ميتواند در
تعيين اينکه سرطان پستان چقدر مهاجم باشد، نقش مهمي داشته باشد. محققان
اضافه ميکنند که شايد استرس با توجه به تهاجمي بودن بيشتر سرطان پستان در
ميان جمعيت خاص، نقش تعيينکنندهاي داشته باشد. درواقع بعضي افراد مبتلا
به سرطان پستان سطوح بالاتري از استرس را گزارش ميکنند که شايد به نژاد
بيماران هم مربوط باشد و اين استرس است که با ميزان تهاجمي بودن تومور در
ارتباط قرار ميگيرد. محققان در اين مطالعه به ارزيابي ميزان استرس بيماران
هنگام گزارش آنها از احساساتشان در موقع انزوا، ترس و استرس پرداختند و
ارتباط آن را با ميزان تهاجمي بودن سرطان پستان سنجيدند. لازم به ذکر است
که اين سوالات 2 تا 3 ماه پس از تشخيص سرطان پستان از بيماران پرسيده شد.
از 989 بيماري که در اين مطالعه شرکت کردند، 397 نفر سفيدپوست، 191 نفر
اسپانياييتبار و 411 نفر سياهپوست بودند.
آنها
دريافتند که مدت و ميزان استرس رواني در بيماران هيسپانيک و سياهپوستان
نسبت به سفيدپوستان بيشتر بود. همچنين در اين مطالعه مشخص شد افرادي که سطح
بالاتري از استرس را تجربه ميكردند، به داشتن تومورهاي تهاجميتر تمايل
بيشتري داشتند. آنچه ما نميدانيم آن است كه اگر همين سوالات را در فاصله
يك يا 5 سال قبل از ابتلا به بيماري از بيماران ميپرسيديم، چه پاسخي
ميدادند و آيا آن زمان هم رابطه ميان استرس و ابتلا به تومورهاي تهاجميتر
سرطان پستان ديده ميشد يا خير. هنوز
مشخص نيست كه چند عامل در اين ارتباط مهم است و باعث تحريک آن ميشود.
شايد هم واقعا سطح استرس آنهاست كه بر تهاجمي شدن تومور تاثير ميگذارد. از
سوي ديگر اين مساله هم شايان توجه است كه شايد وقتي به آنها گفته شود
تومور مهاجم دارند، بيشتر نگران تشخيص و درمانهاي پراسترس ميشوند و همين
امر بر ميزان استرس آنها تاثير ميگذارد، بنابراين به نظر ميرسد هر دوي
اين عوامل دوسويه نقشي در اين ارتباط پيدا كنند. ما واقعا جواب دقيق اين
سوال را نميدانيم و شايد به مطالعههاي بيشتري نياز باشد تا ما را در اين
راه همياري كند و پاسخي براي سوالهاي بيشمار فراهم آورد. در
هر صورت آنچه مهم است آنكه اين دسته از بيماران از همان ابتدا تحت
درمانها و مشاورههاي روانپزشكي قرار گيرند تا از سطح استرس آنها كاسته
شود و بتوانند هم دوره درمان خود را با راحتي بيشتري سپري و هم از
تهاجميتر شدن تومور خود پيشگيري كنند.
لامپكتومي همراه با رادياسيون كمكي در مقابل ماستكتومي ميزان بقاي يكساني را در بيماران جوان مبتلا به سرطان پستان كه زود تشخيص داده شده به ارمغان ميآورد. اين، نتايج آخرين تحقيقاتي است كه در سمپوزيوم سرطان پستان در سال 2011 ارائه شده است. محققان معتقدند زنان جوان با تصور اينكه ماستكتومي بقاي آنها را بالاتر ميبرد، نبايد آن را انتخاب كنند. به عبارت ديگر سن جواني به تنهايي حكم به انجام ماستكتومي نميدهد. در واقع اگر جراحي با هدف حفظ پستان انجام شود و همراه با آن رادياسيون كمكي نيز صورت پذيرد، بقاي مساوي با ماستكتومي به بيماران خواهد داد، حتي اگر بيماران از نظر سايز تومور، grade آن و تعداد لنفنودهاي مثبت نيز با هم منطبق باشند. البته مطالعات پيشين در زنان جوان مبتلا به سرطان پستان حاكي از آن بوده كه جراحي با حفظ بافت پستان، خطر عود بيماري را بيشتر خواهد كرد، اما مطالعه جديد چالش جديدي را در اين زمينه بوجود آورده كه بايد با مطالعات بيشتر به اثبات برسد.
پزشكان هشدار دادند مصرف يك عدد سوسيس در روز خطر احتمالي ابتلا به سرطان پانكراس را تا يك پنجم افزايش ميدهد. متخصصان
سوئدي در مقاله جديدي تاكيد كردند خوردن حتي مقادير اندكي گوشت فرآوري شده
به طور روزانه احتمال ابتلا به اين بيماري كشنده را تشديد ميكند. سرطان
پانكراس نيز از جمله اختلالاتي است كه «قاتل خاموش» ناميده ميشود چون اغلب
در مراحل ابتدايي بيماري هيچ علايمي از خود بروز نميدهد. به
نوشته روزنامه ديلي تلگراف، علايم اين سرطان حتي اگر هم بروز كنند اغلب
مبهم و گيج كننده هستند مانند كمردرد، بياشتهايي و كاهش وزن كه معمولا با
ساير بيماريها مشترك بوده و همين امر تشخيص صحيح بيماري را دشوار ميسازد.
به اين ترتيب بيماري معمولا زماني تشخيص داده ميشود كه ديگر خيلي دير شده
و به دليل پيشرفت سرطان، شانس زنده ماندن بيماران تا پنج سال بعد از تشخيص
سرطان، فقط سه درصد است.
پزشكان به جز
عواملي چون سيگار، الكل و اضافه وزن تقريبا درباره ساير عوامل موثر در بروز
اين سرطان اطلاعات بسيار اندكي دارند اما در اين بررسي جديد دريافتهاند
كه خوردن فقط 50 گرم گوشت فرآوري شده مثل سويس يا كالباس در روز احتمال
ابتلا به اين سرطان را تا 20 درصد افزايش ميدهد. همچنين خوردن 100 و 150
گرم از اين نوع گوشت در روز به ترتيب 38 و 57 درصد احتمال ابتلا به سرطان
پانكراس را تشديد ميكند. بنابراين گزارش،
تاكنون علت شناخته شدهاي براي اين سرطان بيان نشده است اما مطالعات بيانگر
اين مطلب است که افراد سيگاري دو برابر افراد غيرسيگاري به سرطان غده
پانكراس مبتلا ميشوند. رژيم غذايي نيز ممکن است در ايجاد سرطان لوزالمعده
دخالت داشته باشد به طوري که اين سرطان در افرادي که کافئين مصرف ميکنند و
همچنين افرادي که غذاهاي پرچرب به خصوص چربيهاي حيواني مصرف ميکنند،
بيشتر مشاهده ميشود. براي جلوگيري از ابتلا به سرطان پانكراس توصيه ميشود
که رژيمهاي غذايي متنوع، کم چرب و با فيبرهاي غذايي فراوان مصرف كرده و
از استعمال دخانيات نيز پرهيز نماييد.
محققان
با بيان اينكه انجماد کورتکس تخمدان بهترين روش براي حفظ باروري دختران و
زنان جوان مبتلا به سرطان است، معتقدند: انتخاب روش هاي رايج حفظ باروري
مانند انجماد كورتكس تخمدان، جنين و تخمك و غيره به پارامترهاي متعددي از
جمله نوع و زمان شروع درمان، نوع سرطان، سن بيمار و وضعيت تاهل فرد دارد. به
گزارش ايسنا روش هاي درمان سرطان مي تواند منجر به نارسايي عملکردي تخمدان
و ناباروري در زنان مبتلا به سرطان شود. به همين دليل، دستيابي به شيوه اي
به منظور حفظ باروري در اين افراد ضروري به نظر مي رسد. در اين مقاله
مروري، مقالات منتشر شده در رابطه با روشهاي مختلف حفظ باروري از سال 1976
تا 2009 که امکان دسترسي به مقاله کامل آنها از طريق منابع اطلاعاتي PubMed
و Sciencedirect وجود داشت، جمع آوري و مورد بررسي قرار گرفت.
بر
اساس بررسي مقالات جهت حفظ قدرت باروري در زنان روش هاي متعددي وجود دارد
که شامل جابجايي تخمدان، انجماد تخمك، جنين و کورتکس تخمدان است. روش
جابجايي تخمدان در افرادي که از شيمي درماني استفاده مي کنند کارائي
چنداني در حفظ باروري ندارد. استفاده از روش انجماد جنين و تخمك مستلزم
تاخير در شروع درمان است. به علاوه تخمك هاي متافاز II، سلول هاي بزرگ و
تمايز يافته اي هستند که منجمد كردن آنها باعث آسيب هاي سيتوپلاسمي مي شود.
محدوديت در تخمك هاي جمع آوري شده، شانس
باروري را بسيار کاهش مي دهد. از سويي تحريک تخمدانها و جمع آوري تخمك در
بيماران جوان به خصوص كودكان عملي نيست. انجماد
جنين علاوه بر محدوديت در تعداد جنين هاي جمع آوري شده و مسايل قانوني و
اخلاقي مطرح شده در مورد آن، تنها محدود به افراد بالغ و متاهل مي باشد.
روش انجماد کورتکس تخمدان در مقايسه با دو روش قبل مناسب تر به نظر مي رسد،
مقاومت بافت تخمدان به روش انجماد، جمع آوري نسبتا آسان بافت تخمدان (با
روش لاپاراسکوپي)، امکان استفاده از آن در کودکان و تعداد زياد فوليکول در
بافت تخمدان که شانس موفقيت در باروري را افزايش مي دهد از مزاياي اين روش
است.
نتايج اين مقاله مروري كه توسط جمعي
از پژوهشگران گروه جنين شناسي، پژوهشکده بيوتكنولوژي توليدمثل، پژوهشگاه
فنآوريهاي نوين علوم زيستي جهاددانشگاهي ـ ابنسينا، طراحي و اجرا شد
نشان داد، به طور کلي انتخاب يکي از روش هاي فوق بستگي به پارامترهاي
متعددي از جمله نوع و زمان شروع درمان، نوع سرطان، سن بيمار و وضعيت تاهل
فرد دارد.
ترکيبات صناعي متعددي بر پايه ساختمان ايزوفلاوون در دست ساخت هستند که اثربخشي ضدسرطان خود را در هر دو محيط آزمايشگاه و بدن حيوانات به اثبات رساندهاند. ترکيبات مذکور تا به امروز مسموميت بسيار اندکي را در سلولهاي طبيعي نشان دادهاند. ايزوفلاوونوييدها فعاليتهاي ضدسرطاني قابلتوجهي بهخصوص در سلولهاي سرطاني با گيرنده هورموني -نظير بدخيميهاي پروستات، پستان و تخمدان- دارند. محققان يافتههاي ارزشمندي از اثربخشي ضدسرطان اين گروه از ترکيبات ايزوفلاوونوييد در مطالعات پيش باليني بهدست آوردهاند.
كارشناسان
بهداشتي آشكار ساختند بيماراني كه از سرطان سينه جان سالم بدر ميبرند
ممكن است چند سال پس از درمان، مشكلات خاصي را در رابطه با تواناييهاي
ذهني و حافظهاي خود تجربه كنند. به گزارش
ايسنا، اين كارشناسان ميگويند در هر دو روش درمان يعني شيمي درماني توام
با پرتودرماني و يا پرتو درماني به تنهايي ممكن است اين گونه مشكلات
حافظهاي تجربه شوند. اين مطالعه هم چنين
حاكيست كه روشهاي معمولي يا حتي شيوههاي خاص درمان اين سرطان ميتوانند
روي تواناييهاي ذهني نجات يافتگان از سرطان سينه تاثيرات منفي داشته
باشند. به نوشته روزنامه هرالد سان، در يك
بررسي قبلي معلوم شد كه شيمي درماني ميتواند موجب بروز مشكلات حافظهاي و
تمركزي در اين بيماران پس از درمان شود اما در بررسيهاي جديد ساير انواع
روشهاي درمان اين سرطان علاوه بر شيمي درماني ارزيابي شدهاند. پروفسور
پاول جاكوبسان از مركز سرطان و انستيتو مطالعاتي موفقيت با آزمايش روي 313
شركت كننده بيمار و سالم به اين نتايج دست يافت و شرح بررسيهاي خود را در
نشريه آنلاين سرطان ارائه كرده است.
پژوهشگران طي مطالعهاي نشان دادند که استفاده از ام.آر.آي براي غربالگري سرطان پستان براي اولين بار نسبت به ماموگرافي داراي مثبت کاذب بيشتري است. انجام ام.آر.آي براي غربالگري براي اولين بار در 13 درصد موارد با مثبت کاذب همراه است، اما اين ميزان در ام.آر.آيهاي بعدي کاهش يافته و به 6/5 درصد ميرسد. به همين علت پژوهشگران پيشنهاد کردند که با توجه به ميزان مثبت کاذب بالايي که در انجام اين تست هنگام غربالگري ايجاد ميشود، هنوز نميتوان از آن به عنوان يک روش جايگزين براي ماموگرافي استفاده کرد.
انتقال داروهاي ضدسرطان به بدن توسط ليپوزومهاي پوشيده شده با طلا ميتواند سلولهاي سرطاني را بدون آسيب به بافتهاي سالم اطراف نابود کند. اين ليپوزومها ذرات مصنوعي هستند که در مقياس نانو تهيه شدهاند. ورود داروها از طريق اين ترکيبات به داخل سلولها راحتتر صورت ميگيرد. در حال حاضر پارتيکلهايي که به اين منظور توليد شدهاند باعث ميشود که داروها علاوه بر سلولهاي سرطاني وارد سلولهاي سالم نيز بشود و باعث بروز عوارض ناخوشايندي مانند ريزش مو و آنمي شود. ليپوزومهاي تازه توليدشده که با طلا پوشيده شدهاند، اين امکان را فراهم کردهاند که اين مواد بيشتر تمايل داشته باشند وارد سلولهاي سرطاني شوند. مخترعان اين ذرات معتقدند که پوشش طلا باعث بروز اين خاصيت شده است.
پژوهشگران
ثابت کردند که پايين آوردن سن براي انجام ماموگرافي به عنوان يک تست
غربالگري باعث شده که ميزان بقا به طور چشمگيري در جامعه افزايش يابد. طبق
گايدلاينهاي قديمي انجام ماموگرافي به عنوان يک تست غربالگري در سنين بين
50 تا 74 سالگي به صورت يک سال درميان پيشنهاد ميشد. از
سال 2009 ميلادي بر اساس مطالعههاي انجام شده، پژوهشگران سن انجام
ماموگرافي را تغيير داده و پيشنهاد کردند که خانمها بهتر است از سن 40 تا
84 سال ساليانه براي انجام ماموگرافي مراجعه کنند.
اين
مطالعه که توسط پژوهشگران دانشگاه کلرادو و به سرپرستي دکتر ادوارد هندريک
انجام شده، نشان داد که انجام ماموگرافي در سنين پايينتر (40 سال) باعث
شده که ميزان مرگومير ناشي از سرطان پستان تا 40 درصد کاهش پيدا کند. اين
در حالي است که اگر اين تست غربالگري از سن 50 سالگي و به صورت يک سال
درميان انجام شود، ميزان مرگومير ناشي از اين سرطان تنها 23 درصد کاهش
مييابد. اختلاف
اين دو استراتژي تا حدي است که پژوهشگران ادعا کردند که انجام تست
غربالگري از سن 40 سال به صورت ساليانه 71 درصد بيشتر از پروتکل قديمي باعث
حفظ جان خانمها ميشود. دکتر
هندريک در اين باره ميگويد: «با توجه به اينکه تاکنون مقايسه دقيقي بين
اين استراتژيها صورت نگرفته بود، بسياري از افراد براي انتخاب يک روش
مناسب سردرگم بودند. اين مطالعه نشان داد که قطعا شروع غربالگري براي سرطان
پستان بايد از سن 40 سال و به صورت ساليانه صورت گيرد.» مخالفان
پروتکل جديد غربالگري معتقدند که انجام ساليانه ماموگرافي و شروع آن در
سنين پايينتر باعث افزايش ميزان نتايج مثبت کاذب شده و به دنبال آن باعث
افزايش اضطراب و نگراني در بيمار و انجام اقدامات اضافهاي مانند بيوپسي
شود. پژوهشگران
اين طرح در پاسخ عنوان کردند که ممکن است انجام غربالگري در زنان بين سنين
40 تا 49 سال در عرض 10 سال يک بار منجر به نتيجه مثبت کاذب شود که با
توجه به کاهش چشمگير ميزان مرگومير، اين رقم چندان بالا محسوب نميشود. اين
پژوهشگران معتقدند با توجه به مزايايي که پروتکل جديد دارد به نظر ميرسد
جايگزين کردن آن به جاي استراتژي قديمي منطقي به نظر برسد. سال
گذشته 209 هزار و 60 آمريکايي با تشخيص سرطان پستان تحت درمان قرار گرفتند
که برآورد ميشود نزديک به 40 هزار از اين بيماران در اثر اين بيماري جان
خود را از دست خواهند داد.
محققان
موفق شدند ژن عامل بروز سرطان ریه را شناسایی كنند. به گزارش شینهوا، سلول
های بنیادی سرطان یا سلول های آغازگر تومور، عامل رشد سرطان هستند. اكنون
دانشمندان نشانگری موسوم به CD166 شناسایی كرده اند كه به تشخیص این سلول
ها كمك می كند. پژوهشگران زیست شناسی سلول بنیادی سرطان در موسسه ژنوم
سنگاپور، ژنهای متعددی را یافتند كه برای رشد سلول های سرطانی مهم و ضروری
هستند. آنها موارد غیرطبیعی یافتند كه میزان آنزیم متابولیك موسوم به
گلیسین دكربوكسیلاز به طور چشمگیری در آنها افزایش می یابد و این امر موجب
تغییراتی در رفتار سلول و موجب سرطانی شدن آن می شود. این آنزیم، آنزیمی
است كه به طور طبیعی در سلول در مقادیر اندك وجود دارد. نتایج این تحقیقات
در نشریه سلول منتشر شده است. این كشف می تواند گام مهمی به سوی شیوه های
درمانی جدید برای سرطان باشد.
مصرف الکل عامل خطر تعدادي از سرطانها محسوب ميشود. با اين حال، نسبتي از اين سرطانها که قابل انتساب به مصرف الکل هستند، کمتر مشخص شده است. در اين مطالعه محققان بار سرطان قابل انتساب به مصرف فعلي و قبلي الکل را در 110 هزار مرد و 255 هزار زن (دامنه سني 70-35 سال) بدون سرطان در ابتداي مطالعه (بين سالهاي 2000-1992) ساکن 8 کشور اروپاي غربي محاسبه کردند. پيگيري اين مطالعه بين سالهاي 5-2002 خاتمه يافت. به طور کلي 10 درصد از کل موارد سرطان در مردان و 3 درصد از کل سرطانها در زنان قابل انتساب به مصرف الکل بودند. اين درصدها براي بعضي از سرطانها بيشتر گزارش شدند. نسبتهاي قابل انتساب به الکل به ترتيب براي مردان و زنان در سرطانهاي راههاي هوايي- گوارشي فوقاني 44 و 25 درصد، براي سرطان کبد 33 و 18 درصد و براي سرطان کولورکتال 17 و 4 درصد بود؛ اين نسبت براي سرطان پستان در زنان 5 درصد گزارش شد. در اين مطالعه فقط نسبت اندکي از کل سرطانها در مردان (10درصد) و زنان (3درصد) قابل انتساب به مصرف الکل بودند ولي اين نسبت در مورد بعضي سرطانها (خصوصا سرطانهاي راه هوايي- گوارشي و کبد) بيشتر گزارش شد.
محققان
دانشگاه اموری یک داروی ضد سرطان بالقوه جدید را موسوم به موبیزین شناسایی
کردند كه با هدف قرار دادن پروتئینهای 3-3-14 مي تواند از رشد سلولهای
سرطانی جلوگیری کند. به
گزارش ايسنا، محققان از اشعه ایکس به منظور بررسی اینکه فوبیزین چگونه در
ساختار پروتئین 3-3-14 به درستی قرار می گیرد استفاده کردند و در این
مطالعه اشعه ایکس ترکیب دارویی را به طوری به پروتئین القا کرد که بتواند
دائما به آن متصل باشد. یافته ها نشان می دهند، ترکیباتی مانند فوبیزین می توانند در ترکیب با اشعه فعالیتها ی ضد سرطانی قابل ملاحظه ای به انجام برسانند.در
این باره دکتر هیانهو سرپرست گروه تحقیق گفت: ما بیش از 2دهه است که روی
پروتئین های 3-3-14 کار می کنیم و مورد هدف قرار دادن پروتئین های 3-3-14
به طور قابل توجهی ارزشمند است چرا که آنها می توانند چندین مسیر حیاتی
برای رشد سلول های سرطانی را قطع کنند. بر پایه این گزارش اين روش در چندین سرطان مانند پستان و ریه نقش مهمی را ایفا می کند. لازم به ذگر است این پروتئین ها در انسان دارای 7 نوع تنوع است که فوبیزین قادر است با همه آنها مقابله کند. در
این مطالعه محققان از اشعه ایکس برای جستجوی ساختار پروتئین به منظور قرار
گیری داروی فوبیزین در بهترین منطقه پروتئین برای مداخله در اجرای
فعالیتهای آن استفاده می کنند.
طبق نتایج بدست آمده از یک پژوهش جدید مشخص شد، تغییر در ژن PTEN منجر به افزایش خطر سرطان تیروئید در کودکان می شود. به گزارش ایسنا، محققان سه ژن ناهنجار ( با نام های SDH و KLLN وPTEN ) که باعث افزایش احتمال توسعه سرطان تیروئید می شود را با یک ژن خاص موسوم به ژن PTEN را شناسایی کردند، این ژن در افزایش ریسک بیماری ها در کودکان دخیل است. دکتر کریس انگ ، مدیر و موسس ژنومی پزشکی موسسه تحقیقاتی لرنر از کلینیک کلیولند می گوید: تیم پژوهشی با تحقیق و بررسی در زمینه ژنتیک در رابطه با بیماری تیروئید به جزئیات مهم و مرتبطی دست یافتند که تشخیص و درمان بیماری را افزایش می دهد و امیدواریم اولین تشخیص و هدفمند ترین درمان امکان پذیر را بر اساس نتایج این پژوهش ترویج دهیم. محققان با بررسی و ردیابی تقریبا 3000 بیمار ، ،رابطه ی خطر سرطان و این ژن را کشف کردند. شایان ذکر است این بیماران در حال حاضر به بیماری های مختلف موسوم به سندرم کاون Cowden تشخیص داده شدند.گفتنی است ژن PTEN ژن سرکوب کننده تومور است که در صورتی که سالم باشد، به رشد و تقسیم سلول ها کمک می کند . جهش ارثی ژن PTEN ، باعث ممانعت در عملکرد طبیعی ژن می شود و رشد تومورها را ترغیب می کند. این ناهنجاری های شناخته شده در حدود 80 درصد از بیماران مبتلا به سندرم کاون ( Cowden)وجود دارد ، که آنها را در معرض خطر سرطان پستان و تیروئید قرار می دهد. قابل ذکر است که آزمایش ژن PTEN در حال حاضر یک قسمت اصلی از غربالگری ژنتیکی در جهان محسوب می شود. محققان به این نتیجه رسیدند که جهش در ژن PTEN در واقع با افزایش خطر ابتلا به سرطان تیروئید مرتبط است که با برخی از نشانه های اولیه ممکن است که در آن جهش ژن های SDH و KLLN نیز دخیل بوده باشند. با این حال ،کودکان زیر سن 18 سالگی ، به نظر می رسد با خطر ویژه و پویایی در ابتلا به سرطان رو به رو باشند یعنی در آنها در حالی که جهش در ژن PTEN باعث افزایش خطر ابتلا به سرطان تیروئید می شود ، ناهنجاری های SDH و KLLN، این اثر را ندارند. گفتنی است، مشروح این پژوهش در مجله Journal of Clinical Endocrinology & Metabolism منتشر شده است.
در چهاردهمين كنفرانس جهاني سرطان ريه، روشي نوآورانه و غيرتهاجمي براي يافتن اينكه آيا تومور ريه حاوي موتاسينهاي EGFR است يا خير و به اين ترتيب آيا ميتواند به «ارلوتينيب» (Erlotinib) پاسخ دهد يا نه، معرفي شد. در حال حاضر مهاركنندههاي EGFR مانند «ارلوتينيب» بهترين گزينه درماني براي بيماران مبتلا به سرطان ريه غيرسلول كوچك هستند كه سلولهاي اين نوع سرطان پناهگاه موتاسيونهاي EGFR به شمار ميآيند. قبلا براي يافتن اينكه كدام بيماران اين موتاسيونها را دارند، بايد تست روي بافت توموري انجام ميشد كه تا چند روز نيز طول ميكشيد اما روش جديد كه حاوي اسكن PET است، از يك ردياب برچسبدار بهره ميبرد و تنها چند ساعت طول مي کشد.اين تست ديگر نيازي به گرفتن نمونه از بافت توموري كه كار آساني هم نيست، ندارد. در حال حاضر اين روش روي 10 بيمار آزموده شده و جواب مثبتي نيز از آن گرفته شده است، بنابراين تلاش محققان براي يافتن راههاي غيرتهاجمي در شناخت موتاسيونها به ثمر نشسته است.
دانشمندان
ژن جهش یافته ای را كشف كرده اند كه در بروز برخی سرطان های غیر مرتبط
مانند تخمدان، رحم و بیضه مشترك است. به گزارش دیلی اكسپرس، 'دیوید هانتسمن
' متخصص ژنتیك در دانشگاه بریتیش كلمبیا و مجری این تحقیقات گفت: این جهش
ها نادر هستند و ظاهرا سرطان های غیرمرتبط همگی به ژن DICER مربوط هستند.
در10 سال اخیر حدود 1300مقاله در مورد این ژن منتشر شده است اما تا كنون
چگونگی ارتباط این ژن با سرطانها مشخص نشده بود. این ژن نقش مهمی را در حفظ
سلامت ایفا می كند.
عملكرد این ژن به گونه ای است كه مولكول های
microRNA را به فعال سازی هدایت می كند. مولكول های microRNA نیز به نوبه
خود صدها ژن دیگر را كنترل می كنند. این كشف به محققان نشان می دهد این جهش
ها عملكرد ژن DICER را تعیین می كنند. از این رو این جهش ژنی به طور
مستقیم در آغاز سرطان موثر است. ژن DICER را می توان به عنوان هدایت گر
فعالیت های حیاتی برای رشد و رفتار سلول های طبیعی دانست.این جهش های كشف
شده به طور كامل عملكرد DICER را از بین نمی برند. این پیشرفت از آن جهت
مهم است كه می تواند به راهبردهایی برای درمان سرطان های رایج منجر شود.
در
يك مطالعه جديد روي گروهي از مردان ميانسال ساكن نيوجرسي معلوم شد كه مصرف
استاتينها با كاهش خطر مرگ ناشي از سرطان پروستات مرتبط است. به
گزارش ايسنا، استاتينها داروهاي كاهش دهنده كلسترول هستند و مصرف آنها
احتمال مرگ ناشي از اين سرطان را كاهش ميدهد. استفان
مارسلا، متخصص دانشگاه پزشكي و دندانپزشكي نيوجرسي در آمريكا دراين باره
متذكر شد: اين يافته بدين معني نيست كه ما ميتوانيم با داروهاي استاتين به
جنگ اين سرطان تهاجمي و بدخيم برويم اما تاييد ميكند كه كنترل ميزان
كلسترول خون ميتواند خطر اين سرطان مرگبار را تا حد قابل ملاحظهاي كاهش
دهد. به گزارش فاكس نيوز، مارسلا تاكيد كرد:
ممكن است بسياري از مردان از اين نوع داروها براي محافظت از قلبشان استفاده
كنند اما در واقع داروهاي استاتين ميتوانند براي پروستات نيز مفيد باشند.
سرطان پروستات نوعي بيماري است که در آن سلولهاي بدخيم از بافتهاي پروستات
نشات مي گيرند و به طور نامنظم و فزايندهاي تکثير و منجر به افزايش حجم
در هر يک از اجزاي سلولي غده پروستات ميشوند. سرطان
پروستات دومين سرطان شايع بعد از سرطان ريه در ميان مردان است. اطلاعات
آماري و علائم باليني ميزان مرگ و مير ناشي از سرطان پروستات مبين سه طيف
گسترده روند رشد اين بيماري است. سرطان پروستات ميتواند داراي رشد آهسته
بوده و زماني طولاني تا بروز علائم باليني آن داشته باشد. در مواردي ديگر
تومور به سرعت رشد کرده و تهاجم تومور به بافتهاي ديگر امکانپذير مي شود.
در چنين مواردي مدت فاصله زماني بين شروع بيماري و گسترش دامنه آن بسيار
کوتاه است. مابين اين دو طيف رشدي نيز تومورهايي وجود دارند که سرعت رشد
آنها در حد متوسطي است. مارسلا و دستيارانش
با بررسي اطلاعات پزشكي ثبت شده از 380 مردي كه بر اثر سرطان پروستات مرده
بودند و همچنين 380 مرد ديگر در گروه سني و نژاد مشابه كه سالم و يا به نوع
خفيف اين سرطان مبتلا بودند به نتايج فوق دست يافته و اطلاعات جديد را در
مجله «سرطان» ارائه كردهاند.
پزشكان
در دو مطالعه مختلف نشان دادهاند تشخيص سرطان روده بزرگ در بيماراني كه
مبتلا به چاقي يا ديابت هستند معمولا به درستي صورت نميگيرد كه در نتيجه
آن، بيماران مبتلا به سرطان روده - راست روده، بيشتر با خطر مرگ مواجه
ميشوند. به گزارش ايسنا، در اين مطالعات
تاثير شاخص توده بدني و تشخيص ديابت نوع دوم روي احتمال زنده ماندن بيماران
پس از تشخيص سرطان روده بزرگ مورد ارزيابي دقيق انجام گرفت و معلوم شد كه
هر دو فاكتور در كاهش شانس زنده ماندن و افزايش خطر مرگ اين بيماران نقش
دارند.
به گزارش سايت اينترنتي فود
كانسومر، در يكي از اين مطالعات معلوم شد كه خطر مرگ مبتلايان به سرطان
روده در بيماراني كه داراي اضافه وزن هستند در مقايسه با بيماراني كه وزن
طبيعي دارند، 30 درصد بيشتر است. در بيماران چاق خطر مرگ ناشي از بيماري
قلبي 68 درصد و احتمال مرگ ناشي از سرطان روده - راست روده 35 درصد بالاتر
است. پزشكان آمريكايي ميگويند: سرطان روده -
راست روده كه سالانه بيش از 101 هزار نفر را در اين كشور مبتلا ميسازد و
جان 50 هزار نفر را نيز در سال ميگيرد در بسياري از موارد قابل پيشگيري
است. خوردن حجم زيادي از فيبر خوراكي و نيز كاهش مصرف گوشت از اقدامات مهم
در كاهش خطر بروز اين سرطان هستند.
براساس
اين گزارش، نشانههاي اين سرطان شامل اسهال، يبوست يا هر تغييري که در
عادت دفع روزمره به وجود آمده و بعد از چند هفته به حالت اوليه برنگردد،
وجود خون در مدفوع يا مدفوع خيلي تيره رنگ، کم خوني غيرقابل توجيه، درد
شکمي، انسداد رودهاي، کاهش وزن بدون دليل موجه و خستگي مداوم هستند. نکته
مهم اين است که بيشتر سرطانهاي روده، نشانهاي ندارند و معمولا وجود خون
در مدفوع اولين علامت است که اغلب با چشم غيرمسلح قابل رويت نبوده و با
آزمايشهاي ميکروسکوپي تشخيص داده ميشود. ارزيابي اين مطالعات در مجله اونكولوژي باليني تشريح شده است.
در يك آزمايش جديد معلوم شد نوشيدن 4 فنجان قهوه يا بيشتر در روز خطر بروز سرطان آندومتر را تا 25 درصد كاهش ميدهد. به
گزارش ايسنا، سرطان اندومتر كه از بافت جداره رحم منشا ميگيرد يكي از
شايعترين سرطانهاي مهاجم زنان است. سطح بالاي هورمونهاي استروژن و
انسولين هر دو با افزايش خطر بروز اين سرطان مرتبط هستند اما پزشكان در
دپارتمان تغذيه دانشكده بهداشت عمومي هاروارد دريافتهاند در بدن زناني كه
زياد قهوه مينوشند سطح اين دو هورمون پايينتر از زناني است كه خيلي كم
قهوه مصرف ميكنند و يا اساسا تمايلي به مصرف اين نوشيدني ندارند. به
گزارش سايت اينترنتي استوف، دكتر يوجين جي در اين مطالعه خاطرنشان كرد:
افزايش مقدار ترشح دو هورمون استروژن و انسولين در بدن كه عامل سرطاني شدن
بافت اندومتر است، موجب افزايش تكثير سلولي و كاهش مرگ سلولها ميشود كه
در اين حالت سرطان بروز ميكند. اين پزشكان با مطالعه روي 67 هزار زن 34 تا
59 ساله بين سالهاي 1980 تا 2006 به نتايج فوق دست يافتهاند. بنابراين
گزارش، شايعترين بدخيمي دستگاه توليدمثلي زنان سرطان اندومتر است كه حدود
هفت درصد از تمام سرطانهاي زنان را شامل مي شود. آمارها نشان ميدهد كه
نرخ بروز اين سرطان در50 سال اخير افزايش يافته و بيشتر در سنين 50 تا 65
سالگي بروز ميكند. به اعتقاد اكثر متخصصان
عواملي چون چاقي، نازائي و يائسگي ديررس در بروز اين سرطان نقش مهمي دارند.
همچنين خونريزي غيرعادي از رحم، شايعترين علامت باليني سرطان اندومتر
است.
پزشكان كانادايي در يك آزمايش جديد ژني را شناسايي كردهاند كه در بروز تعدادي از سرطانهاي نادر دستگاه تناسلي مشترك است. به
گزارش ايسنا، پزشكان معتقد هستند كه شناخت نحوه فعاليت اين ژن منفرد
ميتواند به روشهاي جديدي براي درمان اين قبيل سرطانهاي نادر منجر شود. اين
پزشكان با انتشار مقاله جديدي در مجله پزشكي نيوانگلند تصريح كردند: در
همه انواع سرطانهاي تخمدان، رحم و اعضاي تناسلي مردان يك جهش مشابه در ژني
مشاهده ميشود كه «DICER» نام گرفته است. متخصصان از مدتها پيش ژن DICER
را شناسايي كرده بودند اما تاكنون از نقش دقيق آن در ايجاد تومورهاي سرطاني
و كمك به رشد سلولهاي تومورها اطلاعي نداشتند. به
گزارش خبرگزاري فرانسه، دكتر گريك مورين متخصص اصلي در اين مطالعه در مركز
ژنتيك مايكل اسميت در آژانس سرطان بيريتيش كلمبيا ميگويد: وقتي ژن DICER
دچار جهش ژني شود، كارايي آن تغيير ميكند به گونهاي كه به طور مستقيم در
بروز سرطان نقش ايفا ميكند. متخصصان اميدوار هستند يافته جديد آنها را به سوي راه كارهايي براي كنترل و درمان سرطانهاي فوق رهنمون شود.
زناني
كه در سمت چپ بدن دچار سرطان سينه ميشوند و با پرتودرماني تحت درمان قرار
ميگيرند، بيشتر در معرض حمله قلبي هستند چون اين شيوه درمان، موجب تنگ
شدن عروق سرخرگي ميشود كه به قلب منتهي ميشوند. به
گزارش ايسنا، در اين مطالعه كه از سوي متخصصان سوئدي صورت گرفته معلوم شد
خطر تنگ شدن عروق كرونري در زناني كه سينه سمت چپ آنها دچار تومور سرطاني
ميشود و تحت پرتودرماني قرار ميگيرد، 4 برابر بيشتر است. به
گزارش سايت اينترنتي هلت دي نيوز، دكتر گريگر نيلسون از دپارتمان
اونكولوژي، راديولوژي و ايمونولوژي باليني در بيمارستان دانشگاه اوپسالا در
اين باره متذكر شد: ما توصيه ميكنيم كه عروق كرونري بعنوان اعضاي آسيب
پذير در برابر پرتو درماني در نظر گرفته شوند و تا حد امكان تلاش شود كه از
تماس آنها با تشعشعات جلوگيري شود. شرح اين آزمايش در مجله اونكولوژي
باليني منتشر شده است.
محققان ژن افزایش دهنده خطر ابتلا به سرطان لوزالمعده را كشف كردند. به
گزارش تایم او ایندیا، پژوهشگران دانشگاه جان هاپكینز می گویند كه جهش در
ژن ATM می تواند خطر سرطان موروثی لوزالمعده را افزایش دهد. این یافته ها در نشریه Cancer Discovery منتشر شده است. سرطان لوزالمعده یكی از شدیدترین سرطانهاست كه كمتر از پنج درصد افراد مبتلا به این بیماری به مدت پنج سال می توانند زنده بمانند. حدود 10 درصد بیماران مبتلا به سرطان لوزالمعده اعضای خانواده هایی هستند كه چندین مورد از این سرطان در آنها وجود داشته است. محققان اگر چه می دانستند دلیل این نوع سرطان در این خانواده ها ژنتیكی است اما تا كنون نتوانسته بودند ژن عامل آن را بیابند. پژوهشگران دانشگاه جان هاپكینز جهشی را در ژن ATM در دو خانواده دارای سرطان لوزالمعده شناسایی كردند. محققان
خاطرنشان كردند كه وجود ژن ATM می تواند به غربالگری مناسب تر سرطان
لوزالمعده كه چهارمین دلیل رایج مرگ ناشی از سرطان است ، كمك كند.
دانشمندان
ژن سركوب كننده سرطان كولوركتال را شناسایی كردند . این ژن می تواند موجب
خودكشی سلول های سرطانی و بدین ترتیب مانع ازآغاز سرطان در بدن شود. سرطان
كولون و ركتوم كه به سرطان كولوركتال نیز معروف است، دومین علت اصلي مرگ و
میر ناشی از سرطان در مردان و سومین علت اصلي مرگ ومیر از سرطان در میان
زنان است. به گزارش دیلی اكسپرس، پژوهشگران فرانسوی یك مدل حیوانی ارایه كردند كه حامل جهش ژن سركوب كننده سرطان كولوركتال (DCC ) بود. موش های حامل این جهش دچار تومور سرطانی شدند چرا كه این ژن دیگر نمی توانست موجب مرگ سلول های سرطانی شود. این كشف می تواند به ارایه اهداف جدید درمان سرطان منجر شود كه دوباره مرگ سلول های سرطانی را امكان پذیر می كند.
محققان
آزمایشگاه اكسلنس در مركز تحقیقات سرطان لیون، فرایند مرگ سلولی را و به
ویژه سازوكاری كه موجب می شود سلول ها در زمان غیرطبیعی شدن ، خودكشی كنند،
بررسی كردند. این سازوكار می تواند از طریق قراول هایی كه بر روی سطح سلول قرار دارند و محیط را بررسی می كنند ، فعال شود. دانشمندان این قراول ها را 'گیرنده های وابسته ' نام گذاری كرده اند. پژوهشگران
نشان دادند كه ژن از بین برنده سرطان كولوركتال (DCC) كه برای گیرنده
وابسته كدگذاری شده ، مانع از آغاز سرطان در بدن می شود و این ژن موجب
خودكشی سلول هایی می شود كه سرطانی شده اند. نتایج این تحقیقات درنشریه
نیچر منتشر شده است.
امروزه غربالگري با PSA، روش استاندارد جهاني براي تشخيص زودرس سرطان پروستات در مردان به شمار ميآيد. جامعه پزشكي و حتي رسانهها نيز به طور معمول مردان را ترغيب ميكنند تا هر چه زودتر اين تست را انجام دهند. از سوي ديگر، محققان معتقدند كه تطابق با دستورالعملهاي اين نوع تست ميتواند جان مرداني را كه مبتلا به سرطان پروستات هستند، نجات دهد، اما امروزه ابزار ديگري ممكن است در دسترس قرار گيرد تا به تشخيص زودرس و درمان سرطان پروستات كمك كند. محققان دانشگاه ميشيگان تست ادراري جديدي را كشف كردهاند كه دو ماركر ژنتيكي را در مردان شناسايي ميكند. اين دو بيوماركر در بيماران مبتلا به سرطان پروستات وجود دارد و در تست ادراري قابلسنجش هستند. امروزه ميليونها بيوپسي پروستات به دنبال افزايش PSA در دنيا انجام ميشود. مانند ديگر تستهاي پزشكي، غربالگري با PSA موارد مثبت كاذب زيادي ايجاد ميكنند، بنابراين به نظر ميرسد لزومي به انجام بيشتر بيوپسيهاي گرفته شده نبوده است. امروزه محققان انجام تست PSA را از سن 50 سالگي پيشنهاد ميكنند و حتي در مردان در معرض خطر، از سن 40 سالگي، خصوصا كساني كه سابقه خانوادگي اين بيماري را در تاريخچه پزشكي خود يدك ميكشند. در برخورد با بيماران بايد هميشه جانب احتياط را نگاه داشت و در حال حاضر غربالگري با PSA، همراه با بيوپسي از پروستات (در صورت لزوم) بهترين راهحل عملي براي تشخيص سرطان پروستات در مراحل اوليه است. محققان معتقدند اين تست جديد و غيرتهاجمي ممكن است نياز فوري به انجام بيوپسي را در مرداني كه سطوح پايين اين ماركرهاي ژنتيكي را دارند، كم كند. مطالعههاي مختلف نيز نشان دادهاند كه تست ادراري ابزاري كارآمد در تشخيص خطر سرطان پروستات در مردان است. در واقع تطابق نتايج اين تست ادراري با نتيجه PSA، پيشبيني خوبي از تشخيص سرطان پروستات به دست خواهد داد. اين دو ماركر ژنتيكي EG: 2 TMPRSSو PCA3 نام دارند كه مورد اول تنها در نيمي از بيماران مبتلا به سرطان پروستات يافت ميشود، اما PCA3 در تست ادراري يافت ميشود و با استفاده از آنها ميتوان در تشخيص زودرس سرطان پروستات موفقتر عمل كرد. اين Gen-Probe كه در دانشگاه ميشيگان ابداع شده، در واقع يک تست ژنتيكي تشخيصي است كه هنوز براي تاييد به اداره كل غذا و داروي آمريکا فرستاده نشده و در بازار محصولات پزشكي نيز در دسترس قرار ندارد، اما دانشگاه ميشيگان به زودي استفاده از آن را آغاز خواهد كرد.
بر اساس مطالعهاي که با تازگي در نشريه روئنتگنولوژي به چاپ رسيده، پژوهشگران نشان دادند که انجام ام.آر.آي قبل از جراحي در بيماراني که به تازگي سرطان پستان آنها تشخيص داده شده ميتواند کانونهاي مخفي ناشناختهاي را نشان دهد. اين پژوهشگران معتقدند انجام اين تصويربرداري دقت تشخيصي را به شدت افزايش ميدهد و در مرحلهبندي سرطان پستان اهميت دارد. اين مطالعه که روي 592 بيمار مبتلا به سرطان پستان انجام شد، نشان داد که انجام ام.آر.آي قبل از جراحي ميتواند در 12 درصد موارد مرحلهبندي بيمار را تغيير دهد. اين تغيير حتي ممکن است بيمار را از دسته بيماران با خطر کم يا متوسط به دسته پرخطر انتقال دهد. اين پژوهشگران عنوان کردند که با توجه به نتايج به دست آمده بهتر است اين وسيله به عنوان يک اقدام معمول قبل از جراحي بيماران مبتلا به سرطان انجام شود.
شرکت جانسون و جانسون در همکاري با شرکت تجهيزات پزشکي ورديکس موفق به ساخت نسل جديدي از کيتهايي شدهاند که قادر است سلولهاي سرطاني را در خون شناسايي کند. اين وسايل براي اولين بار در سال 2004 وارد بازار شدند. استفاده از آنها علاوه بر اينکه به عنوان يک روش غيرتهاجمي براي تشخيص سرطان حايز اهميت است، در پيشبيني ميزان بقا پس از درمان نيز ميتواند موثر باشد. وسيلهاي که به تازگي توليد شده نسبت به انواع قديميتر از حساسيت بيشتري براي شناسايي سلولهاي سرطاني برخوردار است.
پژوهشگران
دانشگاه سينسيناتي به تازگي نشان دادند که استفاده از سيتياسکن به منظور
غربالگري در افراد پرخطر براي سرطان ريه ميتواند نقش مهمي در روند تشخيصي
و درماني اين بيماران داشته باشد. اين
مطالعه توسط دکتر ساندرا استارنس، سرپرست بخش جراحي توراسيک دانشگاه
سينسيناتي در منطقهاي انجام شد که افراد آن 3 برابر مناطق ديگر مستعد
ابتلا به هيستوپلاسموزيس بودند. هيستوپلاسموزيس نوعي بيماري قارچي است که
باعث ايجاد ندول در ريه شده و شانس بدخيمي را افزايش ميدهد.
سرطان
ريه يکي از علل مهم مرگومير در ايالات متحده آمريکاست. تخمين زده شده که
تنها در سال 2010 بيش از 220 هزار نفر از مبتلايان به سرطان ريه در اين
کشور شناسايي شدند. در حال حاضر هيچ وسيله مشخصي براي غربالگري افراد
پرخطر براي ابتلا به سرطان ريه وجود ندارد. مطالعات
پيشين نشان دادند که استفاده از سيتي اسکن براي غربالگري افراد پرخطر
نسبت به راديوگرافي ساده باعث شده که ميزان مرگومير در اين بيماران تا 20
درصد کاهش پيدا کند. بر اين اساس دکتر استارنس و همکارانش مطالعهاي در
منطقه اوهايو که شانس بروز هيستوپلاسموزيس (به عنوان يک عامل خطر براي بروز
سرطان ريه) در آن بالاست انجام دادند و در آن با استفاده از سيتي اسکن
سهبعدي بيماران را به مدت 5 سال تحت پيگيري قرار دادند. اين
پژوهشگران معتقد بودند که بروز ندول ناشي از هيستوپلاسموزيس در همه موارد
نياز به انجام بيوپسي ندارد و انجام سيتي اسکن ميتواند از انجام اين
بيوپسيهاي بيمورد پيشگيري کند. نتايج حاصل از اين مطالعه نشان داد که
استفاده از سيتي اسکن ميتواند در 60 درصد موارد از انجام بيوپسيهاي
بيمورد جلوگيري کند. در ضمن اين پژوهشگران عنوان کردند که پيگيري با اين
وسيله باعث شده که تمامي موارد سرطان در مراحل زودرس تشخيص داده شوند. دکتر
استارنس در اينباره ميگويد: «يکي از خواص انجام غربالگري توسط سيتي
اسکن اين است که سرطان ريه در مراحل زودرس تشخيص داده ميشود و اين مساله
شانس انجام درمان به موقع و موثر را افزايش ميدهد.» وي در ادامه افزود:
«از طرف ديگر انجام سيتي اسکن باعث ميشود که از انجام بيوپسيهاي بيمورد
پيشگيري شده و استرس وارد شده به بيمار و همچنين تيم پزشکي براي انجام
بيوپسي کاسته شود.» اين
گروه از پژوهشگران معتقدند که هنوز نياز به مطالعات بيشتري است تا بتوان
به طور معمول از سيتي اسکن به عنوان يک وسيله غربالگري براي بيماران
استفاده کرد اما اين مطالعه ميتواند راهنماي خوبي براي مطالعات بعدي باشد.
برخي از مبتلايان به سرطان تيروييد در مراحل اوليه بيماري خود ممکن است بدون نياز واقعي تحت درمان با يد راديواکتيو قرار گيرند در حالي که ساير بيماران در مراحل پيشرفته بايد از اين درمان بهره ببرند ولي يد راديواکتيو براي آنها تجويز نميشود. ساليانه در کشور آمريکا براي بيش از 44 هزار نفر تشخيص سرطان تيروييد گذاشته ميشود. در صورت تشخيص زودرس اين بدخيمي، شانس درمان بيماران پس از جراحي و برداشت تيروييد زياد است و اغلب اين افراد از بدخيمي جان سالم بهدر خواهند برد. براي از بين بردن هرگونه بافت سرطاني، بيماران اغلب با يد راديواکتيو تحتدرمان قرار ميگيرند اما نتايج تحقيقات جديد نشان دادهاند که طيف وسيع و بسيار متنوعي از بيماران مبتلا به بدخيمي تيروييد تحتدرمان با يد راديواکتيو قرار ميگيرند.
چنين يافتهاي به اين معناست که پزشکان هنوز مطمئن نيستند چه مواقعي تجويز يد راديواکتيو ضروري است و در چه مواردي اصلا لازم نيست. نتايج مطالعه مذکور در شماره ماه آگوست نشريه انجمن پزشکان آمريکا به چاپ رسيده است. دستورالعملهاي جديد، تجويز يد راديواکتيو را براي کاهش خطر عود در سرطانهاي پيشرفته تيروييد -شامل تومورهاي بزرگ که بهنظر ميرسد به خارج از تيروييد گسترش يافتهاند- توصيه کردهاند. در مواردي که بيماري تا اين حد پيشرفت نکرده است، مطالعات تجويز يد راديواکتيو را تاييد نميکنند. براي اطلاع از نحوه و زمان تجويز يد راديواکتيو توسط پزشکان، محققان پرونده 190 هزار بيمار با تشخيص بدخيمي تيروييد را که در خلال سالهاي 1990 تا 2008 ميلادي در 981 بيمارستان در آمريکا تحتدرمان قرار گرفته بودند مورد بررسي قرار دادند. طي اين دوره زماني، تجويز يد راديواکتيو از 40درصد بيماران در 1990 به 56 درصد بيماران در 2008 ميلادي رسيد. بيماران با بدخيمي تيروييد مرحله يک در مقايسه با بيماران با سرطان پيشرفته تيروييد مرحله 4، به ميزان کمتري تحتدرمان با يد راديواکتيو قرار گرفته بودند. جالب آن بود که بيماران در مرحله 2 و 3 بدخيمي به همان اندازه بيماران در مرحله 4 بيماري، تحت درمان با يد راديواکتيو بودهاند. نکته ديگر آنکه احتمال دريافت يد راديواکتيو به ميزان زيادي به بيمارستان و پزشک درمانگر بستگي داشت!
طبق نتایج بدست آمده از یک پژوهش جدید مشخص شد، تغییر در ژن PTEN منجر به افزایش خطر سرطان تیروئید در کودکان می شود. به گزارش ایسنا، محققان سه ژن ناهنجار ( با نام های SDH و KLLN وPTEN ) که باعث افزایش احتمال توسعه سرطان تیروئید می شود را با یک ژن خاص موسوم به ژن PTEN را شناسایی کردند، این ژن در افزایش ریسک بیماری ها در کودکان دخیل است. دکتر کریس انگ ، مدیر و موسس ژنومی پزشکی موسسه تحقیقاتی لرنر از کلینیک کلیولند می گوید: تیم پژوهشی با تحقیق و بررسی در زمینه ژنتیک در رابطه با بیماری تیروئید به جزئیات مهم و مرتبطی دست یافتند که تشخیص و درمان بیماری را افزایش می دهد و امیدواریم اولین تشخیص و هدفمند ترین درمان امکان پذیر را بر اساس نتایج این پژوهش ترویج دهیم. محققان با بررسی و ردیابی تقریبا 3000 بیمار ، ،رابطه ی خطر سرطان و این ژن را کشف کردند. شایان ذکر است این بیماران در حال حاضر به بیماری های مختلف موسوم به سندرم کاون Cowden تشخیص داده شدند.گفتنی است ژن PTEN ژن سرکوب کننده تومور است که در صورتی که سالم باشد، به رشد و تقسیم سلول ها کمک می کند . جهش ارثی ژن PTEN ، باعث ممانعت در عملکرد طبیعی ژن می شود و رشد تومورها را ترغیب می کند. این ناهنجاری های شناخته شده در حدود 80 درصد از بیماران مبتلا به سندرم کاون ( Cowden)وجود دارد ، که آنها را در معرض خطر سرطان پستان و تیروئید قرار می دهد. قابل ذکر است که آزمایش ژن PTEN در حال حاضر یک قسمت اصلی از غربالگری ژنتیکی در جهان محسوب می شود. محققان به این نتیجه رسیدند که جهش در ژن PTEN در واقع با افزایش خطر ابتلا به سرطان تیروئید مرتبط است که با برخی از نشانه های اولیه ممکن است که در آن جهش ژن های SDH و KLLN نیز دخیل بوده باشند. با این حال ،کودکان زیر سن 18 سالگی ، به نظر می رسد با خطر ویژه و پویایی در ابتلا به سرطان رو به رو باشند یعنی در آنها در حالی که جهش در ژن PTEN باعث افزایش خطر ابتلا به سرطان تیروئید می شود ، ناهنجاری های SDH و KLLN، این اثر را ندارند. گفتنی است،
پزشكان در يك مطالعه جديد موفق شدند عامل ژنتيكي موثر در بروز سرطان تيروئيد را شناسايي كنند. به
گزارش سرويس بهداشت و درمان ايسنا، اين پزشكان اميدوارند كه يافته جديد به
شناخت فرمولهاي جديد براي كمك به درمان اين سرطان منجر شود. پزشكان
كلينيك كليولند در آمريكا سه ژن را مشخص كردهاند كه خطر ابتلا به سرطان
تيروئيد را افزايش ميدهند. اين پزشكان به
سرپرستي دكتر كريس اينگ، رييس و بنيانگذار اصلي انستيتو طب ژنوميك در
كلينيك كليولند پس از مطالعه روي حدود 3000 بيمار مبتلا به سندرم cowden
به نتايج فوق دست يافتهاند. اين سندرم در واقع با افزايش خطر بروز
سرطانهاي سينه و تيروئيد ارتباط دارد. به
نوشته روزنامه يو.اس.اي تودي، جهشهاي ايجاد شده در ژن PTEN در واقع عامل
اساسي بروز سندرم cowden هستند. PTEN يك فاكتور سركوب كننده تومور است كه
رشد و تقسيمهاي سلولي را هدايت ميكند. اما پزشكان دريافتهاند كه جهشهاي
موروثي در ژن PTEN تقريبا در 80 درصد از بيماران مبتلا به اين سندرم وجود
دارند. اين جهشها مانع ميشوند كه ژن مزبور بتواند به طور موثر و صحيح بقا
و تقسيمات سلولي را تنظيم كند كه حاصل آن افزايش خطر بروز تومورهاي سرطاني
است.
پژوهشگران دانشگاه بن آلمان در يک بررسي مروري اعلام کردند انجام اسکن هستهاي با راديوداروي سستاميبي که براي انجام اسکن پاراتيروييد به کار ميرود، ميتواند در تشخيص و افتراق ضايعات خوشخيم از بدخيم تيروييد نيز موثر باشد. اين بررسي مروري نشان ميدهد عدم جذب ماده راديواکتيو سستاميبي در آن دسته از گرههاي سرد تيروييد که شک به بدخيمي آنها وجود دارد، ميتواند تا حدود زيادي احتمال بدخيمي را کنار بگذارد. البته اين پژوهشگران تاکيد کردهاند که دقت اين روش تشخيصي 100 درصد نبوده و حساسيت ويژگي آن تنها بالاي 90 درصد است. به هر حال با توجه به غيرتهاجمي بودن اين اسکن و دسترسي آسان به آن در اکثر مراکز پزشکي هستهاي، اين روش ميتواند در تصميمگيري براي گرههاي سرد تيروييدي به متخصصان غدد کمک شاياني نمايد.
نشانه های سرطان تیروئید
اگربه موقع به دکتر مراجعه کرده باشد حتی اگر غده سرطانی هم باشد بشرط اینکه به دیگر نقاط بدن متاستاز نداده باشد ( یعنی سرایت نکرده باشد ) جای امیداواری زیاد هست و غده سرطانی را خارج می کنند و حال بیمار خوب می شود و بقیه عمر باید هورمون تیروئید مصرف کند .
سرطان تیروئید
مهمترین علائم هشدار دهنده
1 – هرگونه بزرگ شدن ناحیهی جلوی گردن 2 – سابقهی سرطان تیروئید در فامیل
مهمترین عوامل ایجاد کننده
1 – جنسیت (در زنان دو تا سه برابر بیشتر از مردان است
2 – افزایش گواتر در منطقه (غذاهای با محتوای ید کم، خطر ابتلا به سرطان تیروئید را افزایش میدهند.)
3 – مصرف بیش از حد ید، احتمال بیماری را بیشتر میکند.
4 – تعداد حاملگی و سقط زیاد می تواند در بروز بیماری موثر باشد
5 – مواجهه با اشعهی X و عکسبرداری متعدد در سال می تواند باعث سرطان شود
علائم سرطان تیروئید
- سرفه
- مشکل در بلع غذا
- بزرگ شدن غده تیروئید
- تغییر صدا
- ورم گردن
- برآمدگی تیروئید (ندول)
عوامل خطر سرطان تیروئید
- پرتودرمانی گردن
- سابقه خانوادگی سرطان تیروئید
- گواتر مزمن
آزمایشات لازم برای تشخیص سرطان تیروئید
پزشک ابتدا، گردن بیمار را معاینه می کند که ببیند آیا برآمدگی در تیروئید وجود دارد و یا گره های لنفاوی در گردن متورم شده اند یا نه.
آزمایشات دیگر شامل:
- اندازه گیری میزان کلسی تونین در خون برای بررسی سرطان مدولاری
- اندازه گیری میزان تری گلوبولین خون برای بررسی سرطان فولیکولی و یا پاپیلاری
- معاینه حنجره
- نمونه برداری از غده تیروئید
- اسکن تیروئید
- سونوگرافی تیروئید
- آزمایش T3، T4 و TSH (هورمون های تیروئید و هورمون محرک تیروئید)
غده تیروئید در جلوی گردن و زیر حنجره واقع شده است.تیروئید دارای دو نوع سلول می باشد:
سلول های فولیکولی که هورمون های تیروئید را می سازد و کارشان اثر روی میزان ضربان قلب، دمای بدن و میزان انرژی مصرفی بدن است
سلول های C، سازنده کلسی تونین می باشند. کلسی تونین هورمونی است که میزان کلسیم در خون را تنظیم می کند.
این غده در حالت عادی، با لمس گردن، احساس نمی شود. هنگامی که یکی از قسمت های تیروئید ورم کند، این غده را در زیر گردن احساس می کنید.
تیروئید متورم را گواتر می خوانند. بیشتر گواترها به علت میزان کم عنصر ید در غذاها بروز می کنند. ید در نمک های ید دار و غذاهای دریایی یافت می شود.
انواع برآمدگی های (ندول های) تیروئید
- ندول های خوش خیم: سرطانی نیستند. این سلول ها به سایر نقاط بدن پخش نمی شوند. حدود 90 درصد از برآمدگی های تیروئید، خوش خیم می باشند.
- ندول های بدخیم: سرطانی هستند. این سلول ها می توانند در بدن پخش شوند. پخش شدن سلول های سرطانی را متاستاز می خوانند. این سلول ها می توانند وارد جریان خون و یا سیستم لنفاوی گردند.
انواع سرطان تیروئید
- سرطان آناپلاستیک : این نوع سرطان، از جمله خطرناک ترین سرطان های تیروئید می باشد. این مورد بسیار نادر می باشد و پاسخ به پرتودرمانی نمی دهد. این نوع سرطان بسیار به سرعت پخش می شود. این سرطان در سلول های فولیکولی رشد می کند.
- سرطان فولیکولی : به طور متوسط حدود 10 درصد سرطان های تیروئید را شامل می شود. این سرطان در سلول های فولیکولی رشد می کند. بعد از بهبودی، احتمال عود آن وجود دارد.
- سرطان مدولاری: سرطان سلول های غیرتیروئیدی است که به طور معمول در غده تیروئید قرار دارند. این سرطان در سلول های C رشد می کند. این نوع سرطان در زنان بیشتر شایع است. این سرطان با چندین جهش ژنتیکی خاص نیز مرتبط می باشد.
- سرطان پاپیلاری : شایع ترین نوع سرطان تیروئید می باشد. این سرطان در سلول های فولیکولی رشد می کند و به سرعت پخش می شود.
بعد از برداشتن غده تیروئید در سرطان تیروئید، باید تحت نظر پزشک، هورمون تیروئید مصرف کرد
درمان سرطان تیروئید
- غالبا عمل جراحی انجام می شود. تمام غده تیروئید برداشته می شود. بعد از برداشتن غده تیروئید، باید هورمون تیروئید مصرف کرد.
- پرتودرمانی
- دادن ید رادیواکتیو از طریق دهان
- شیمی درمانی
عوارض سرطان تیروئید
صدمه به حنجره و خشونت صدا بعد از عمل جراحی تیروئید
- میزان کم کلسیم در بدن برای برداشتن غیر عمدی غده پاراتیروئید در حین عمل جراحی
- پخش شدن سرطان در ریه ها، استخوان ها و دیگر قسمت های بدن
پیشگیری از سرطان تیروئید
- جلوگیری از پرتودرمانی در ناحیه گردن
- برخی مواقع، افرادی که سابقه خانوادگی و جهش های ژنتیکی مربوط به سرطان تیروئید را دارند، غده تیروئید را جراحی کرده و برمی دارند.
درمان طبیعی سرطان تیروئید
قبل از استفاده از درمان های زیر، با پزشک خود مشورت کنید.
- مدیتیشن، یوگا، طب سوزنی، ماساژدرمانی و عطردرمانی باعث آرامش ذهن، بهبود گردش خون و تسکین درد می شود.
- گیاهان دارویی نیز برای تقویت سیستم ایمنی و کمک به بدن برای مبارزه با سلول های سرطانی مفیدند.
- دور کردن افکار منفی از ذهن
- مصرف ویتامین ب کمپلکس باعث افزایش اکسیژن رسانی به سلول ها و افزایش ایمنی و بهبود عملکرد تیروئید می شود.
- روغن گل پامچال: یک اسید چرب ضروری که برای عملکرد خوب تیروئید مهم می باشد.
- غذاهای دارای ویتامین A مانند هویج، کدو حلوایی، تخم مرغ و سبزیجات برگ سبز به عملکرد خوب تیروئید کمک می کنند.
|
|
|
|
|
|